جستجو

تماس با ما

جهت تماس با نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور دانشجویان ایرانی خارج از کشور از شماره تلفن های زیر استفاده نمایید :

 

021-66977001
021-66977002
021-66467700

درباره نهاد




براساس دستور رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت ا... خامنه‌اي مدظله‌العالي در تاريخ 1385/4/7 براي تحقق اهداف مقدس جمهوري اسلامي در حوزه دانشجويان و استادان ايراني خارج از كشور، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در اموردانشجويان ايراني خارج از كشور تشكيل شد.

هر چند قبل از اين رهبر معظم انقلاب اسلامي دو نفر از صاحبنظران را به عنوان نماينده خود در امور دانشجويان ايراني اروپا و آمريكا و امور دانشجويان ايراني آسيا و اقيانوسيه منصوب و سالهاي متمادي با دانشجويان از نزديك ارتباط داشته‌اند اما به دليل ضرورت سياستگذاري واحد، و پيگيري نظامند مسائل دانشجويان و بالا بودن حجم امور اجرايي اين مجموعه تشكيل شد كه برخي از اهداف آن به شرح ذيل مي‌باشد:

1-    توسعه و تعميق آگاهي‌ها و علائق اسلامي دانشجويان و تبيين ارزش‌هاي اسلامي.

2-    ايجاد و گسترش فضاي معنوي و اسلامي در بين دانشجويان و رشد فضائل اخلاقي.

3-    افزايش دانش و بينش سياسي در ميان دانشجويان.

4-    حمايت و هدايت فكري تشكلهاي اسلامي دانشجويي.

5-    پاسخ به شبهات و تقويت باورهاي ديني دانشجويان.

6-    فراهم نمودن زمينه‌هاي ارتباط علمي روحانيون با دانشجويان.

7-    افزايش تعلقات ملي و انقلابي دانشجويان.


اركان نهاد

عاليترين ركن نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در امور دانشجويان ايراني خارج از كشور شوراي سياستگذاري نهاد است كه مهمترين وظيفه آن تصويب سياستها و خط مشي‌هاي ستاد و نظارت بر حسن اجراي مصوبات شورا مي‌باشد و اعضاي آن عبارتند از:

1-    معاون ارتباطات بين‌الملل دفتر مقام معظم رهبري (رئيس شورا)

2-    نمايندگان ولي فقيه در امور دانشجويان ايراني خارج از كشور

3-    رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي

4-    رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاههاي كشور

5-    رئيس بنياد ملي نخبگان

6-   رئيس سازمان ملي جوانان

7-    دو نفر از شخصيت‌هاي برجسته و آشنا به مسائل دانشجويان خارج از كشور.

دومين و محوري‌ترين ركن نهاد، نمايندگان ولي فقيه هستند كه در حال حاضر حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر اژه‌اي نماينده محترم ولي فقيه در امور دانشجويان ايراني اروپا و حجت‌الاسلام والمسلمين آقاي نظام‌زاده، نماينده محترم ولي فقيه در امور دانشجويان ايراني آسيا و اقيانوسيه حضور دارند.

سومين ركن نهاد كه به عبارتي ركن تشكيلاتي، اجرايي نهاد مي باشد، دبيرخانه نمايندگي مقام معظم رهبري است، كه با هدايت نمايندگان مقام معظم رهبري وظيفه اجرايي كردن مصوبات شوراي سياستگزاري نهاد را بعهده دارد و توسط رئيس شورا منصوب مي‌شود. نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري داراي دو معاونت فرهنگي اجتماعي و پژوهشي اطلاع رساني است.


وظايف معاونت فرهنگي اجتماعي

1-    كمك به برگزاري همايش‌هاي فرهنگي و علمي

2-    اعزام سخنران براي جلسات و مناسبات

3-    اعزام مبلغ براي مناسبت‌هاي اسلامي و ملي.

4-    حمايت مادي و معنوي از فعاليت‌هاي تشكل‌ها و انجمن‌هاي علمي دانشجويي.

5-    شناسايي دانشجويان متدين و فعال فرهنگي و كمك به تحصيل آنان در خارج از كشور.

6-    تداوم ارتباط و حمايت از دانشجويان فارغ‌التحصيل جهت استفاده بهينه از تخصص آنان در كشور.

7-   ايجاد زمينه مشاركت دانشجويان در برنامه‌هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي سراسري دانشجويان از قبيل جشن‌هاي ازدواج دانشجويي، عمره دانشجويي، مسابقات قرآن و نهج‌البلاغه و ...

8-    زمينه سازي ارتباط دانشجويان جهان اسلام.

9-     برگزاري اردوهاي فرهنگي، سياسي و علمي براي دانشجويان و خانواده آنان.

10-   زمينه‌ سازي براي دانشجويان داراي انگيزه ديني براي انجام فعاليت‌هاي اسلامي

11-   ايجاد بسترهاي مناسب براي افزايش تعلقات ملي و انقلابي و روحيه خدمت به كشور.



وظايف معاونت پژوهشي و اطلاع رساني

1-    راه اندازي پايگاه اطلاع رساني ويژه دانشجويان ايراني خارج از كشور.

2-    راه اندازي نشريه ويژه دانشجويان خارج از كشور

3-    برگزاري همايش‌هاي تخصصي متناسب با نيازها با مشاركت دانشجويان.

4-    پاسخ به سوالات دانشجويان و ارايه مشاوره در زمينه‌هاي فرهنگي-سياسي- اعتقادي با استفاده از ابزارهاي مناسب از قبيل درج پاسخ در پايگاه اطلاع رساني با سيستم پاسخگويي آف/آن لاين، انتشار كتابچه‌هاي ويژه پرسش و پاسخ و ...

5-    انجام مطالعات استراتژيك، بنيادي، نياز سنجي و نگرش سنجي جامعه دانشجويي خارج از كشور

6-    انجام پژوهش‌هاي لازم و تامين محتوا براي فعاليت‌هاي تبليغي دانشجويان در خارج از كشور.

7-    شناسايي و تقدير و جذب دانشجويان نخبه خارج از كشور.

8-    بررسي اوضاع فرهنگي- اعتقادي و سياسي دانشجويان خارج از كشور.

9-    اطلاع رساني پيرامون پيشرفت‌هاي علمي كشور به دانشجويان خارج از كشور.

انقلاب جلسات!00 نظر

انقلاب جلسات!
در این نوشتار سعی شده است به صورت مختصر نقش جلسات شعر مشهد و خراسان در شکل‌گیری جریان شعر انقلاب این اقلیم بررسی شود.

 

سلمان نظافت یزدی

چکیده:

جلسات شعر به نوعی موتور محرک شعر، محلی برای حضور، تبادل‌آراء، شکل‌گیری جریان‌های ادبی، سامان‌دهی جشنواره‌های ادبی، ویترین شعر یک شهر و مواردی مشابه می‌باشند. از این رو به نظر می‌رسد در رشد و تعالی یک جریان شعری به خصوص جریان شعر انقلاب که این روزها از روزگار جوانی گذشته است و پا در میان‌سالی دارد در کنار تاثیرگذاری چهره‌ها، نقش جلسات شعر و جریان‌های ادبی نشأت گرفته از آن‌ها بسیار مهم و قابل بررسی است.

خواندنی دردسرآفرین

جریان شعر انقلاب که از حوالی سال‌های 1355 به بعد جدی‌تر شد، جریانی زنده و پویا بوده و هست، هرچند که در دوره‌هایی هم با فراز‌ و‌ فرود روبه‌رو بوده است، اما بسیارند شاعرانی که هم‌زمان و یا پس از انقلاب اسلامی پا به عرصه شعر گذاشتند؛ شاعران موفقی که هرکدام در حوزه‌ای از شعر، خواندنی‌های بسیاری دارند.

دکتر شفیعی کدکنی درباره شعر انقلاب این‌گونه اظهارنظر کرده است؛ «پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون بیش از هزار شاعر جدی، آثار خود را منتشر کرده‌اند؛ شاعرانی که هیچ سابقه‌ی ادبی قبل از سال57 نداشتند و برخی از آن‌ها مانند قیصر امین‌پور از چهره‌های درخشان شعر معاصر هستند. امروز وقتی درباره شعر و ادبیات دوران مشروطه یا بعد از کودتای 1320 یا دهه40 صحبت می‌شود، می‌توان با توجه به هستی‌شناسی‌های موجود به قضاوت درباره‌ی آن پرداخت. تدوین چنین اثری در ارتباط با شعر 30ساله‌ی اخیر باعث می‌شود تا معدل شعر انقلاب و شعر در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی مشخص شود که قطعا اثری خواندنی خواهد بود. البته برای انتخاب آثار بهتر است یک مجموعه از استادان، شاعران و منتقدان با همدلی و به دور از دشمنی‌ها جمع شوند و فقط شعر را مبنا قرار دهند.

انتشار چنین اثری به همان میزان که خواندنی است، می‌تواند دردسرآفرین هم باشد، اما باید توجه داشت كه در صورت عبور از مانع‌هاست که یک اثر و یک کار ارزش پیدا می‌کند و اصلا شعر خوب شعری است که شاعرش از موانع عبور کرده باشد».(1)

صحبت‌های دکتر شفیعی به این معناست که شعر انقلاب، امروز بدون شک یک سبک و شکل است و شاعران معاصر چه از نظر دورن‌مایه، سبک و حتی رویکردهای تاریخی و جغرافیایی با پسوند انقلاب قابل بررسی و شناخت هستند.

اگر بخواهیم با نگاهی جغرافیایی شعر انقلاب را بررسی کنیم، در کنار جریان کلی شعر انقلاب، در خراسان و مشهد هم با توجه به پيشينه‌ی ادبی که وجود داشته، فعالیت‌های بسیاری در حوزه شعر انقلاب صورت گرفته است در این میان جلسات ادبی و فعالیت‌های شاعران که از منظر جامعه‌شناسی هم قابل تأمل است، در رشد، شکل‌گیری و ترویج شعر انقلاب تاثیرگذار بوده و هست. اما در شعر انقلاب مشهد فعالیت‌های متفاوتی صورت گرفته است که می‌توان آن را به چند دسته کلی تقسیم کرد؛

انجمن‌های ادبی و شعر انقلاب

اگر به بررسی جریان کلی شعر انقلاب خراسان بپردازیم، علاوه بر اعتراض‌ها و نارضایتی‌های مردم و جامعه‌ ادبی، رگه‌هایی جدی و هدف‌دار از مقاومت و مقابله در بین شعرا و اندیشمندان وجود داشته است. کسانی مثل مرحوم غلامرضا قدسی، سید رضا مؤید، مرحوم خسرونژاد، قاسم سرویها، محمود اکبرزاده، نعمت میرزازاده، ذبیح‌ا... صاحبکار، ژولیده نیشابوری و حمید سبزواری - این دو نفر آخر از پیشگامان این گروه به حساب می‌آیند- در آثارشان یک نوع مبارزه روشن و آشکار وجود دارد. در این میان شاعرانی هم بودند که قبل از انقلاب، در راه پیروزی آن، اشعار فراوانی سرودند و به‌صورت جدی در مبارزات با رژیم شاه شرکت کردند، اما پس از انقلاب از مسیر انقلاب خارج شدند.

از سال‌های 1335 تا سال1357 جلسات شعری بسياري در مشهد وجود داشته است که نگاهی گذرا به آن‌ها خالی از فایده نخواهد بود؛

انجمن ادبی فرخ

این انجمن جلسه‌ای منظم و منسجم بود که صبح‌های جمعه از ساعت 9 تا 11 در منزل استاد فرخ -که رتبه‌ی‌ شخصیتی و ادبی بالایی داشت و از رجال مملکتی نیز بود- برگزار می‌شد. حضور در این جلسه برای عموم چندان آزاد نبود و افراد با معرفی شخصی خاص یا سابقه‌ای مناسب وارد جلسه می‌شدند و استاد فرخ که علی‌رغم رجل مملکتی بودن، مردی آزاداندیش و گشاده‌دست بود، اوضاع و احوال شاعران را نیز مراعات می‌کرد و این به اضافه‌ حسن خلق او، فضايی خاص را به جلسات می‌بخشید. گاهی شعرهایی که در انجمن فرخ خوانده می‌شد، مذهبی هم بود و ممکن بود شعری کنایه‌آمیز هم از کسانی چون مرحوم قدسی خوانده شود، اما به هرحال جلسه تحت‌کنترل بود.

علی باقرزاده در کتاب 21مقاله‌ی خود می‌نویسد: «در انجمن فرخ با اساتیدي از قبیل ملك‌الشعراي بهار، سعيد نفيسي، مجتبي مينوي، بديع‌الزمان فروزانفر، مدرس رضوي، دانش بزرگ‌نيا، اديب طوسي، شهاب فردوسي، مرحومان شهريار و اميري فيروزكوهي دیدار داشته از افادات‌شان بهره‌مند می‌شدم... .

به یاد دارم يك روز شادروان حاج آقا‌بزرگ تهراني در سن كهولت با فرزند خود و روزی كمال‌الدين عيني فرزند استاد صدرالدين عيني از عراق و تاجيكستان به مشهد آمده بودند و در محفل فرخ از افاضاتشان برخوردار شدیم. بسياري از دانشمندان خارج از كشوركه به مشهد مي‌آمدند، درجلسه مذکور حاضر می شدند.»(2)

انجمن ادبی سرگرد نگارنده یا انجمن فردوسی

این جلسه نیز از بزرگ‌ترین جلسات آن زمان بود، که در منزل شخصی مرحوم سرگرد نگارنده برگزار می‌شد و بسیاری از شاعران آن زمان و فعالان سیاسی در آن شرکت می‌کردند که از نظر فضای مذهبی و سیاسی بازتر از انجمن ادبی فرخ بود و کسانی مثل مرحوم حسن محدثی، مرحوم قدسی، مرحوم اخوان ثالث، محمود اکبرزاده و قاسم سروی‌ها در آن شرکت می‌کردند و نیز گویا آقای خامنه‌ای، گاهی به آن جلسات می‌آمدند.

علی باقرزاده در مقاله‌ای با عنوان «تاریخچه انجمن‌های ادبی خراسان» درباره این انجمن و فعالیت آن و بزرگانی که در جلسات آن شرکت می‌کرده‌اند، نقل می‌نویسد: «از سال 26 یا 27 انجمنی ادبی در آغاز به صورت چرخشی پدید آمد و سپس به گونه‌ی ثابت در منزل سرگرد عبدالعلی نگارنده استقرار یافت که آن را «انجمن ادبی فردوسی» نام گذاشته بودند. در منزل سرگرد نگارنده، جلسات هفتگی شنبه‌شب‌ها تشکیل می‌شده و تا پایان عمر آن روان‌شاد ادامه یافته است. در آن انجمن، استادان دانشکده ادبیات که تازه تاسیس شده بوده یعنی: دکتر فیاض، دکتر احمد‌علی رجائی، دکتر غلامحسین یوسفی، دکتر مجتهدزاده شرکت می‌کرده‌اند. علی باقرزاده که خود در انجمن نگارنده شرکت می‌کرده، درباره این انجمن نوشته است: «برخی از روحانیان اهل ذوق و طلاب جوان و فاضل آن ایام هم‌چون برادران محترم خامنه‌ای(سیدمحمد و سید‌علی)، آقایان سید جلال آشتیانی، محمدرضا حکیمی، شیخ محمود عبادی، سید جلال طباطبایی و گروهی از شاگردان مستعد دوره اول دانشکده‌ی ادبیات مشهد، از قبیل شادروانان دکتر علی شریعتی، دکتر سید حسین خدیو جم و آقایان محمدرضا شفیعی کدکنی، قرائی، میلانی و عده‌ای شاعران خراسان، از جمله دکتر قاسم رسا، غلامرضا قدسی، محمد قهرمان، غلامرضا صدیق، احمد کمال‌پور، شریفی، نعمت میرزازاده آزرم، حسین امینی، بی‌گناه (رئوف)، محمد عظیمی، محمد آگاهی، ذبیح الله صاحبکار و برخی ادب دوستان مانند تقی بینش و دکتر سعید هدایتی با حضور خود، دوستان را شاد و محفل را پربار می‌ساختند. بنده (علی باقرزاده) نیز در جلسات این انجمن شرکت می‌کردم و از افادات دوستان اهل ادب بهره مندی‌ها داشتم. شادروانان علامه امینی و استاد جعفری هر وقت به مشهد می‌آمدند، در جلسه مذکور حاضر می‌شدند.»(3)

انجمن ادبی قهوه‌خانه‌ داش‌آقا

این قهوه‌خانه در حد فاصل چهار طبقه و اول جنت-که اکنون هتل و پاساژی در آن دایر است- در کنج حیاطی مملو از مشاغل گوناگون قرار داشت. شاخص‌ترین فرد این جلسه مرحوم استاد احمد کمالپور(کمال) بود. در این جلسه مرحوم قدسی، مرحوم صاحبکار، دکتر شفیعی کدکنی، نعمت میرزاده، غلامرضا شکوهی، امیر برزگر، برادران حجازی، گوهری، علی مغانی، محمدباقر کلاهی اهری و... شرکت می‌کردند و وجه ‌تسمیه آن، داش‌آقایی بود صاحب قهوه‌خانه، مسن، با کلاهی سبز، که به استاد کمال احترام زیادی می‌گذاشت و این جلسه نيز چون قهوه‌خانه کم‌و‌بیش در آن شعرهای مذهبی و گاه شکوه‌آميز که زبان بسیاری از شاعران بود، شنیده می‌شد. ازجمله خود استاد کمال شاخصه‌ شعرش اعتراض بود.

انجمن قلم

این انجمن در باشگاه دانشگاه، جنب بیمارستان قائم کنار کتاب‌فروشی جهاد دانشگاهی فعلی برگزار می‌شد و گرداننده‌ آن کبیری نامی بود، مردی خوش‌ذوق و نکته‌سنج و از افراد شاخص این جلسه آقایان باقرزاده (بقا) و امیری فیروزکوهی (که هر سال مدتی را در مشهد می‌گذراند) بودند. این جلسه دولتی بود و بعدها از باشگاه دانشگاه، به اداره فرهنگ (اداره کل آموزش و پرورش خراسان فعلی در خیابان امام خمینی) منتقل شد. این جلسه نیز تحت نظارت دقیق عوامل نظام بود.

انجمن مهرآریا

این انجمن از سوي شخصی به نام اصغرپور سرابی در محلی دور میدان سوم اسفند (ده‌دی) برگزار می‌شد، که اوایل انجمن آریامهر نام داشت که به دلیل اعتراض برخی‌ها به مهرآریا تغییرنام یافت و شایع بود که اصغر پورسرابی با ساواک مراوده دارد و بازتاب جلسات آن و شعرهای خوانده شده، با ذکر نام شاعر در روزنامه‌ خراسان درج می‌شد و فضای شعرها از اعتراض خالی بود. در این جلسه افرادی خاص شرکت می‌کردند و در چشم مردم نیز چندان وجهه‌ خوبی نداشت.

جلسه شعر حسینی

جریان مداحی و مراسم مذهبی در بسیاری از جلسات فوق جاری بود و علاوه بر شاعران برخی مداحان نیز در این جلسات شرکت می‌کردند، مثل محمود اکبرزاده، سیدمحمود کرمی و... رفته‌رفته فضای بسته‌ جلسات، این افراد را بر آن داشت تا جلسه‌ شعر مستقلی را تشکیل دهند.

از همین رو جلسه شعری با نام حسینی تشکیل شد. این جلسه به همت حاج محمود اکبرزاده که حلقه اتصال شعر و مداحی بود و پایه اصلی جلسه محسوب می‌شد، افتتاح شد. نام اعضای این جلسه آن‌قدر که در حافظه برخی از اعضا باقی مانده است، چنین است: محمود اکبرزاده، قاسم سرويها، خسرونژاد، آذر، سیدمحمود کرمی، جواد موسوی، ثابت، نصیری، حسین نداف، سیدجعفر اولیایی، سیدحسن عبدا...زاده، علی‌ هاشمی كه بعدها آقایان مؤید و شفق هم به مجموعه اضافه شدند.

اشعاری که در این جلسات تولید می‌شد، ازسوي مداحان جلسه، مورد استفاده و توزیع قرار می‌گرفت و شعرهای تند و اعتراضی در لابه‌لای شعر ائمه به بهانه وفات و تولد آن بزرگواران خوانده می‌شد و در بسیاری از موارد کار به احضار ساواک هم کشیده می‌شد، اما این جلسات همچنان پا برجا بود.(4)

همراه با جدی‌تر شدن اعتراضات مردمی در سال42 این فعالیت‌ها بیشتر شد و افزوده شدن آقای مؤید و بعدها شفق هم به مجموعه بسیار مؤثر بود. آقای مؤید، ثابت، سرويها و مرحوم خسرو، خوراک اصلی شعر مداحان را فراهم می‌آوردند و گاهی شعرهای تند اعتراضی، مثل شعرهای آقای شفق به نام دانشجوی ایرانی خارج از کشور، در محافل و مساجد از جمله مسجد کرامت توزیع می‌شد. این شعرها مردم وابسته به اهل‌بیت ایران را بیدار می‌کرد و گاهی در تمام شهرهای كشور دست به دست می‌شد و کتاب‌های شعری مذهبی اعضای این مجموعه همچون آقای اکبرزاده و دیگران که در مورد اهل‌بیت(ع) جمع‌آوری شده بود -مثل کتاب حسین پیشوای انسان‌ها- در تهران با تیراژهای 10هزار چاپ و توزیع می‌شد.(5)

البته شعر انقلابی خراسان همان‌گونه که گفتیم، هرگز منحصر به این گروه کوچک نبود. این تنها جلسه اختصاصی شعر مقاومت با ویژگی‌های منحصربه‌فرد بود. در حالی که کم و بیش تمام شاعران در جلسات دیگر با شجاعت و آزاداندیشی به قرائت شعر می‌پرداختند و بسیار اندک بودند، کسانی که بی‌تفاوت به این شور و شوق، قصیده‌سرایی می‌کردند.

حضور چهره‌های مختلف با تفکرات و نظرات متفاوت در جلسات شعر آن سال‌های پر هیاهو نشان دهنده تاثیر شعر و ادبیات در راه انداختن و داغ کردن تنور انقلاب است و بدون شک ادبیات و شعر می‌تواند در یک فرآیند نسبتا طولانی نظر عامه‌ی مردم را به جامعه‌ای که به شدت نیازمند اصلاح است، جلب کند و شاید بتوان گفت جرقه‌های یک انقلاب به خصوص در جامعه‌ای که ادبیات در نظر قشرهای مختلف آن مورد احترام و توجه است، روشن می‌شود. البته این روند بعد از انقلاب هم ادامه پیدا می‌کند که این خط سیر را می‌توان در ظهور و بروز شعر دفاع مقدس ایران دنبال کرد و چند اتفاق تاریخی دیگر دنبال کرد.

پس از پیروزی

در سال1357 تا سال1359 شعر خراسان هم مثل شعر سراسر ایران سه شکل سرودهای غرورآمیز پیروزی، شعرهایی که تاکنون در پستوها مانده و یا به‌صورت علنی ارائه نشده بود و شعرهایی در دفاع و بزرگداشت امام و برائت از منافقان را تجربه می‌کرد.(6)

این در حالی بود که جلسات شعری مشهد اغلب دایر بود و جلسه شعر حسینی هم با فضايی متفاوت و اعضايی بیشتر در حال فعالیت بود. شعرهای کسانی از قبيل آقایان حمید سبزواری، مؤید، ثابت، شفق و ژولیده نیشابوری به‌صورت سرود در صداوسیما پخش می‌شد و برای همیشه در ذهن مردم نقش می‌بست.

«یکی از پایگاه‌های بذر گرفتن و بذرپاشی انقلاب خراسان بوده است. جریان روشن‌فکری مسلمان که در فضای ادبی خراسان و مشهد حاکم بود و حضور کانون نشر حقایق اسلامی، محمدتقی شریعتی، دکتر علی شریعتی و فضای روشنفکری مسلمانی که در فضای دانشگاهی آن موقع خراسان حاکم بوده است و حتی فرهیختگی که شاعران آيينی، مداحان و مرثیه‌سرایان آن روزگار داشتند، موجب شده بود که خراسان یکی از کانون‌های شعر انقلاب باشد.

شاعرانی همانند نعمت میرزازاده هرچند که بعد از انقلاب مسیر دیگری را در پیش گرفت و نيز غلامرضا قدسی از چهره‌های برجسته در شعر انقلاب، آيينی و روشنفکری آن روزها بودند، البته شاعران دیگری هم در آن دوران حضور داشتند.

بعد از انقلاب هم کانون پرحرارتی در بین جوان‌های استان شکل گرفت و منجر به تشکیل جلسه شعر حوزه هنری خراسان شد و اين استان را به یکی از کانون‌های مهم شعر پس از انقلاب در کشور مبدل کرد. غیر از تهران که از تمام کشور در آن كانون درخشان جمع شده بودند و هیچ کدام هم تهرانی نبودند(کسانی مثل قیصر، سلمان هراتی، حسن حسینی، نصرا... مردانی و علی معلم)، دومین کانون درخشان شعر کشور، حوزه هنری خراسان بود و به‌ اين ترتيب پایگاه دوم شعر انقلاب در بین شاعران جوان مشهد شکل گرفت.»(7)

جنگ؛ آغاز راهی تازه

شعر نوپاي انقلاب و شاعران انقلابی که تازه به پیروزی رسیده بودند و طعم خوش آن را مزمزه می‌کردند، با حمله دشمن بعثي روبه‌رو شد، اما باز شعر این دیرپای همیشگی بود که در کنار مردم قرار گرفت و پا به پای جنگ حرکت ‌کرد.

در دوران دفاع مقدس در خراسان و مشهد، جلسات شعر حوزه هنری با تلاش سیدعبدا... حسینی در سال64 راه افتاده بود، و پس از آن هم حضور فردی مثل احمد زارعی در جدی شدن شعر و تربيت شاعران، اتفاق خجسته و مهمی بود. در همان دوران پس از حوزه هنری تهران جلسات شعر مشهد حرف اول را می‌زد و به نوعی جلسه شعر حوزه هنری خراسان، پایگاه شاعران جوان و متعهدی شده بود که پس از انقلاب به دنبال رسیدن به اهدافشان در حوزه فرهنگ و شعر بودند. در این جلسه شاعرانی همانند محمدکاظم کاظمی، مجید نظافت، مصطفی محدثی خراسانی، جلال قیامی، عباس ساعی، محمدحسین جعفریان،‌ هادی منوری و در سال‌های بعد هم شاعران جوانی همانند محمدرضا رمضانی فرخانی، برادران موسوی، نادر پناه‌زاده، آرش شفاعی و عباس چشامی از آن جلسات برآمدند.

در کنار این جلسه هم کسانی مثل موید، سرويها، شفق، اکبرزاده، همانند دوره قبل از انقلاب در جبهه‌ها حضور فعال داشتند و با شعرهایشان رزمندگان را به دفاع از کشور دعوت می‌کردند.

در حوزه شعر دفاع مقدس شاعران خراسانی و مشهدی بدون شک حضور فعال و چشمگیری داشتند، که این را می‌توان به گواه خاطرات شاعران و شعرهایی که در کتاب‌های آن سال‌ها منتشر شده است، اثبات کرد.

«در قياس با استان‌هاي ديگر در حوزه‌هاي مختلف شعر، خراسان هميشه پيشرو بوده و در مقوله شعر دفاع مقدس هم همين‌طور بوده است. دوستاني كه در كنگره‌هاي اوليه شعر جنگ شركت كردند يادشان مي‌آيد شاعراني كه از مشهد مي‌رفتند، خودشان چندين كوپه قطار بودند و بخش اعظمي از دعوت‌شدگان هميشه از خراسان بودند. بي‌ترديد هميشه اين‌طور بوده، اما نمي‌خواهم بگويم شاهكار كردند و بهترين آثار را آفريدند، لزوما اين‌طور نيست ولي به هر حال از شاعران استان‌هاي ديگر عقب‌تر نبودند.»(8)

کوچ پیر

یکی دیگر از فرازهای جریان شعر انقلاب رحلت پیر انقلاب است؛ اتفاقی که شاعران را همانند مردم تحت‌تاثیر قرار داد و فضا و حال و هوای آن روزها باعث شد که شعرهای فراوانی درباره رحلت حضرت امام سروده شود. در این قضیه هم نقش شعر مشهد بسیار پررنگ است.

«در زمان رحلت حضرت امام(ره) اتفاقی افتاد و نقش شاعران مشهدی را در سوگ سروده‌ها پررنگ‌تر کرد. آن اتفاق این بود که در همان روزها برپايي آن شعر طلاب کشور برای اولین دوره در مشهد برگزار می‌شد. روز اول کنگره برگزار شد و روز دوم برپايي آن مصادف شد با رحلت امام. بالطبع تعداد زیادی از شاعران کشور و خراسان در یک جا متمرکز بودند و در آن برهه وجود این تعداد شاعر در یک نقطه موجب شد که در همان کنگره و همان ساعات اولیه، شعرهای زیادی برای حضرت امام سروده شود و به همین دلیل روز دوم کنگره موضوع کنگره ناگهان تغییر کرد. این موضوع در ذهن شاعران جوان‌تر مشهدی موجی ایجاد کرد که تا اربعین ایشان ادامه داشت. در چهلم امام، شب شعر دیگری برگزار شد و اکثر قریب به اتفاق شاعران مطرح آن روز مشهد با دستی پر در آن مراسم شرکت کردند و همه سروده‌هایی ارزشمند برای حضرت امام داشتند.»(9)

بدون شک شاعران مشهد در دوران قبل از انقلاب، بعد از انقلاب، جنگ تحمیلی و رحلت امام(ره) در کنار مردم، حضور فعالی در عرصه شعر داشتند و کارنامه شعر انقلاب خراسان کارنامه‌ای پربار است و این روزها هم جریان‌هاي شعر در حوزه‌های اجرایی، موفقیت در جشنواره‌ها و... در کشور یک سمتش به شاعران مشهدی می‌رسد.

جلسات شعر خراسان در دهه 80 به بعد

بعد از تعطیل شدن جلسات شعر حوزه هنری و از هم گسسته شدن هسته اولیه این جلسه چند سال بعد جلسات شعر حوزه هنری در یکشنبه‌های هر هفته نزدیک به 10 سال است که با مدیریت قاسم رفیعا برگزار می‌شود و چند سالی است که محمدکاظم کاظمی هم که از اعضای اصلی آن هسته اولیه جلسات بود با جلسات ماهانه نقد شعر به نوعی در دهه 90 تنها پایگاه شعر انقلاب را در مشهد و خراسان رهبری می‌کنند و بیشتر مجموعه شعرهای شاعران جوان خراسان رضوی در این جلسه ماهانه نقد و پژوهش مورد بررسی قرار می‌گیرد.

از ابتدای سال 79 تا 85 جلسه شعری در نگارخانه میرک زیر نظر شورای شعر ارشاد خراسان برگزار می‌شد که گردانندگان آن هم برخاسته از جلسات شعر سازمان تبلیغات یا همان مکتب چهارطبقه بودند که تا زمان حیات شورای شعر این جلسات ادامه یافت و بعد از آن دیگر در ارشاد خراسان رضوی به نوعی مدیریت شعر را در حوزه جلسات و نه جشنواره‌ها به حوزه هنری خراسان واگذار کرد و امروز حوزه هنری تنها علمدار جلسات شعر در خراسان و به خصوص مشهد است.

هرچند که امروز جلسه شعر جوان در ارشاد مشهد نزدیک به یک دهه است که برگزار می‌شود و شاعران جوانی از آن به جامعه ادبی معرفی شده‌اند؛ اما امروز همان جلسه هم با یک وقفه دیگر نتوانست رونق گذشته را پیدا کند و شاعران جوان در کنار جلسه یکشنبه‌های حوزه هنری بیش از همیشه در جلسات خصوصی شعر که نحله‌های مختلف شعری متولی آن هستند، شرکت می‌کنند، اتفاقی که باعث شده شعر خراسان و مشهد بیش از همیشه چند پاره شود و به نوعی ارتباط میان شاعران نسل اول انقلاب با شاعران جوان قطع یا کم‌رنگ شود. چیزی که بارها در مصاحبه‌های مختلف شاعران جوان و پیشکسوت به آن اشاره داشته و دارند.

با این همه به نظر می‌رسد برای تداوم شعر انقلاب در مشهد و خراسان و ادامه یافتن این شعر حتی در شکل‌های دیگر امروز در مرحله‌ای قرار داریم که این شعر به شدت نیازمند تحلیل و برشمردن نقاط ضعف و قوت آن است، اتفاقی که اگر در سطح کشور بیفتد بدون شک شعر مشهد هم به عنوان یکی از پایگاه‌های مهم شعر انقلاب مورد توجه قرار خواهد گرفت.

منابع:

1.روزنامه جام‌جم، شنبه 8 بهمن 1390.

2. باقرزاده، علي: 21 مقاله، مشهد: سخن گستر، 1387.

3.مجله شعر، شماره 68، ویژه‌‌نامه انجمن‌های ادبی شماره2.

4. مطالب حاصل مصاحبه با آقایان اکبرزاده، دکتر خیرآبادی، سروي‌ها و محمدباقر کلاهی اهری است.

5.گفت‌وگو با آقایان محمود اکبرزاده و قاسم سروي‌ها.

6. دکتر عباس خیرآبادی، مصاحبه، بیست‌ویکم آذرماه 90.

7.روزنامه شهرآرا، شماره 771، 13 بهمن 1390، گفت‌‌وگو با مصطفی محدثی خراسانی.

8.روزنامه شهرآرا، شماره 284، 1 مهر 1389، گفت‌‌وگو با محمدحسین جعفریان.

9. روزنامه شهرآرا، شماره 294، 13 خرداد 1389، مرثیه‌سرایی پیرامون ارتحال امام خمینی(ره).

 

 

 

مطالب مرتبط

پربازدیدترین

نظرات ( 0 )

نظر شما