جستجو

تماس با ما

جهت تماس با نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور دانشجویان ایرانی خارج از کشور از شماره تلفن های زیر استفاده نمایید :

 

021-66977001
021-66977002
021-66467700

درباره نهاد




براساس دستور رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت ا... خامنه‌اي مدظله‌العالي در تاريخ 1385/4/7 براي تحقق اهداف مقدس جمهوري اسلامي در حوزه دانشجويان و استادان ايراني خارج از كشور، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در اموردانشجويان ايراني خارج از كشور تشكيل شد.

هر چند قبل از اين رهبر معظم انقلاب اسلامي دو نفر از صاحبنظران را به عنوان نماينده خود در امور دانشجويان ايراني اروپا و آمريكا و امور دانشجويان ايراني آسيا و اقيانوسيه منصوب و سالهاي متمادي با دانشجويان از نزديك ارتباط داشته‌اند اما به دليل ضرورت سياستگذاري واحد، و پيگيري نظامند مسائل دانشجويان و بالا بودن حجم امور اجرايي اين مجموعه تشكيل شد كه برخي از اهداف آن به شرح ذيل مي‌باشد:

1-    توسعه و تعميق آگاهي‌ها و علائق اسلامي دانشجويان و تبيين ارزش‌هاي اسلامي.

2-    ايجاد و گسترش فضاي معنوي و اسلامي در بين دانشجويان و رشد فضائل اخلاقي.

3-    افزايش دانش و بينش سياسي در ميان دانشجويان.

4-    حمايت و هدايت فكري تشكلهاي اسلامي دانشجويي.

5-    پاسخ به شبهات و تقويت باورهاي ديني دانشجويان.

6-    فراهم نمودن زمينه‌هاي ارتباط علمي روحانيون با دانشجويان.

7-    افزايش تعلقات ملي و انقلابي دانشجويان.


اركان نهاد

عاليترين ركن نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در امور دانشجويان ايراني خارج از كشور شوراي سياستگذاري نهاد است كه مهمترين وظيفه آن تصويب سياستها و خط مشي‌هاي ستاد و نظارت بر حسن اجراي مصوبات شورا مي‌باشد و اعضاي آن عبارتند از:

1-    معاون ارتباطات بين‌الملل دفتر مقام معظم رهبري (رئيس شورا)

2-    نمايندگان ولي فقيه در امور دانشجويان ايراني خارج از كشور

3-    رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي

4-    رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاههاي كشور

5-    رئيس بنياد ملي نخبگان

6-   رئيس سازمان ملي جوانان

7-    دو نفر از شخصيت‌هاي برجسته و آشنا به مسائل دانشجويان خارج از كشور.

دومين و محوري‌ترين ركن نهاد، نمايندگان ولي فقيه هستند كه در حال حاضر حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر اژه‌اي نماينده محترم ولي فقيه در امور دانشجويان ايراني اروپا و حجت‌الاسلام والمسلمين آقاي نظام‌زاده، نماينده محترم ولي فقيه در امور دانشجويان ايراني آسيا و اقيانوسيه حضور دارند.

سومين ركن نهاد كه به عبارتي ركن تشكيلاتي، اجرايي نهاد مي باشد، دبيرخانه نمايندگي مقام معظم رهبري است، كه با هدايت نمايندگان مقام معظم رهبري وظيفه اجرايي كردن مصوبات شوراي سياستگزاري نهاد را بعهده دارد و توسط رئيس شورا منصوب مي‌شود. نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري داراي دو معاونت فرهنگي اجتماعي و پژوهشي اطلاع رساني است.


وظايف معاونت فرهنگي اجتماعي

1-    كمك به برگزاري همايش‌هاي فرهنگي و علمي

2-    اعزام سخنران براي جلسات و مناسبات

3-    اعزام مبلغ براي مناسبت‌هاي اسلامي و ملي.

4-    حمايت مادي و معنوي از فعاليت‌هاي تشكل‌ها و انجمن‌هاي علمي دانشجويي.

5-    شناسايي دانشجويان متدين و فعال فرهنگي و كمك به تحصيل آنان در خارج از كشور.

6-    تداوم ارتباط و حمايت از دانشجويان فارغ‌التحصيل جهت استفاده بهينه از تخصص آنان در كشور.

7-   ايجاد زمينه مشاركت دانشجويان در برنامه‌هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي سراسري دانشجويان از قبيل جشن‌هاي ازدواج دانشجويي، عمره دانشجويي، مسابقات قرآن و نهج‌البلاغه و ...

8-    زمينه سازي ارتباط دانشجويان جهان اسلام.

9-     برگزاري اردوهاي فرهنگي، سياسي و علمي براي دانشجويان و خانواده آنان.

10-   زمينه‌ سازي براي دانشجويان داراي انگيزه ديني براي انجام فعاليت‌هاي اسلامي

11-   ايجاد بسترهاي مناسب براي افزايش تعلقات ملي و انقلابي و روحيه خدمت به كشور.



وظايف معاونت پژوهشي و اطلاع رساني

1-    راه اندازي پايگاه اطلاع رساني ويژه دانشجويان ايراني خارج از كشور.

2-    راه اندازي نشريه ويژه دانشجويان خارج از كشور

3-    برگزاري همايش‌هاي تخصصي متناسب با نيازها با مشاركت دانشجويان.

4-    پاسخ به سوالات دانشجويان و ارايه مشاوره در زمينه‌هاي فرهنگي-سياسي- اعتقادي با استفاده از ابزارهاي مناسب از قبيل درج پاسخ در پايگاه اطلاع رساني با سيستم پاسخگويي آف/آن لاين، انتشار كتابچه‌هاي ويژه پرسش و پاسخ و ...

5-    انجام مطالعات استراتژيك، بنيادي، نياز سنجي و نگرش سنجي جامعه دانشجويي خارج از كشور

6-    انجام پژوهش‌هاي لازم و تامين محتوا براي فعاليت‌هاي تبليغي دانشجويان در خارج از كشور.

7-    شناسايي و تقدير و جذب دانشجويان نخبه خارج از كشور.

8-    بررسي اوضاع فرهنگي- اعتقادي و سياسي دانشجويان خارج از كشور.

9-    اطلاع رساني پيرامون پيشرفت‌هاي علمي كشور به دانشجويان خارج از كشور.

رجز، حماسه و اسطوره در شعر انقلاب و دفاع مقدس00 نظر

رجز، حماسه و اسطوره در شعر انقلاب و دفاع مقدس
به اعتبارتعاریف، انقلاب عبارت از قطع رابطه با وضعیت موجود و محصول دگرگونی‌‌های بنیادین در ساختار جوامع و حکومت‌هاست.و به عبارتی،انقلاب وضعیت موجود را به طور مطلق طرد و در مقابل،محیط اجتماعی و انسانی کاملاً متفاوتی را ایجاد می‌کند. پر‌واضح است که هرگونه تطوّر در ساختار حاکمیت،بالطبع دگرگونی‌های عمیق و چشم‌گیری را در وضع قوانین و شعور جامعه و زندگی فرد‌فرد آن پدید می‌آورد که به دنبال آن،تغییرات دیگری نیز در سازمان اجتماعی ایجاد خواهد شد. پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357ه. ش؛بستری برای دگرگونی‌های عمیق در لایه‌های مختلف فرهنگ و اجتماع فراهم آورد و این دگرگونی‌ها حتّی به تغییر نگرش‌های فردی، نسبت به مسائل دینی و سیاسی منجر شد.

 

 

با نگاهی به اشعار زنده‌یادغلامرضا رحمدل

اسماعیل محمدپور


چکیده:

به اعتبارتعاریف، انقلاب عبارت از قطع رابطه با وضعیت موجود و محصول دگرگونی‌‌های بنیادین در ساختار جوامع و حکومت‌هاست.و به عبارتی،انقلاب وضعیت موجود را به طور مطلق طرد و در مقابل،محیط اجتماعی و انسانی کاملاً متفاوتی را ایجاد می‌کند. 

پر‌واضح است که هرگونه تطوّر در ساختار حاکمیت،بالطبع دگرگونی‌های عمیق و چشم‌گیری را در وضع قوانین و شعور جامعه و زندگی فرد‌فرد آن پدید می‌آورد که به دنبال آن،تغییرات دیگری نیز در سازمان اجتماعی ایجاد خواهد شد. 

پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357ه. ش؛بستری برای دگرگونی‌های عمیق در لایه‌های مختلف فرهنگ و اجتماع فراهم آورد و این دگرگونی‌ها حتّی به تغییر نگرش‌های فردی، نسبت به مسائل دینی و سیاسی منجر شد. 

انقلاب و به دنبال آن، جنگ 8ساله عراق و ایران(دفاع مقدس) بر ادبیات و شعر معاصر تأثیر جدی و چشم‌گیری گذاشت و در همین گذار،شخصیت‌های جدیدی وارد عرصه شعر شدند که تا پیش از آن، عرصه‌‌های اجتماعی و سیاسی شعر را تجربه نکرده بودند. 

استاد زنده‌یاد «غلامرضا رحمدل» یکی از این شخصیت‌هاست که بیشتر تجربه‌های شعری به یادگار مانده از او در عرصه‌ی شعرهای آیینی و جنگ و مقاومت است. 

به گواهی اسناد روزنامه‌ای باقی‌مانده از سال‌های دفاع مقدس،رحمدل از معدود شاعرانی بود که در اولین ماه‌های آغاز جنگ در صف شاعران مبارز قرار گرفت و با سرایش رجزهای حماسی به تشجیع رزمندگان جبهه‌ی حق پرداخت. 

در این پژوهش سعی شده است شعرهای این شاعر گیلانی از منظر اسطوره،گرایش‌های آیینی به موضوعات جنگ وبه‌کار‌گیری زبان یورشی و حماسی، بررسی شود.


واژه‌های کلیدی:

انقلاب، دفاع مقدس، رجز،اسطوره،عاشورا





مقدمه:

هر انقلابی از یک پشتوانه‌ی ایدئولوژیکی برخوردار است که به مقابله با ایدئولوژی تشکیل دهنده‌یساختارها و رکن‌های پیشین حاکمیت وجامعه بر‌می‌خیزد و ساختارهای جدیدی را در متن خود تعریف می‌کند.این ساختارها رفته‌رفته به صورت اعتقادات،ارزش‌ها،آرمان‌ها،قوانین و حتّی خرده‌فرهنگ‌ها و فرهنگ‌ها متبلور می‌شوند و به اهداف انقلاب تجلّی می‌بخشند.

ایدئولوژی انقلابی غالباً منشأ نوستالوژیک دارد و خود را با گذشته‌های دور و اسطوره‌ای،یعنی گذشته‌ای که هنوز جامعه را فساد کنونی در بر نگرفته بود،پیوند می‌دهد.اما این به معنای حرکت قهقرایی و ارتجاعی نیست؛زیرا ایدئولوژی انقلابی می‌خواهد با گسستن از وضع حاضر و گذشته‌ی نزدیک،خود را به گذشته‌ای دور و فردایی نو و ایده‌آل پیوند دهد.همین ایدئولوژی است که بصورت درونی یا بیرونی بر رفتار نهادها،دستگاه‌ها،احزاب و حتّی افراد نظارت و به تحقّق اهداف و آرمان‌های انقلاب کمک می‌کند. 

نوعی ایدئولوژی انقلابی با جهان بینی مذهبی و دینی نیز وجود دارد که در آن مذهب و دین به‌صورت محور سنّت ایدئولوژیکی انقلاب در‌می‌آید. این ایدئولوژی بهفرایند انقلاب و جنبش‌های انقلابی،مفهوم ماوراء‌الطبیعی و آسمانی می‌بخشد.به گونه‌ای که در آن نوعی هیجان و همبستگی شدید مسلکی مشاهده می‌شود و در نتیجه دفاع از انقلاب و آرمان‌ها و اهداف آن با تکیه بر ارزش‌ها و آموزه‌های دینی انجام می‌گیرد. 

فرهنگ و هنر،یکی از گستره‌های مهم تجلّی ایدئولوژی است و به همین اعتبار این گستره،بیش از همه‌یعرصه‌ها از انقلاب‌ها تأثیر می‌پذیرد و بر انقلاب‌ها تأثیر می‌گذارد. 

نقش اثر گذار هنر و ادبیات درانقلاب‌های عصر مدرن در تمام جوامع،اعم از جوامع توسعه‌یافته و توسعه نیافتهغیر قابل انکار است. هنر و ادبیات،این توانایی را دارد که مفاهیم انقلابی را از طریق ابزارهای غیر تئوریک و شیوه‌های عمومی و غیر آکادمیک به آحاد جامعه در سطوح گوناگون انتقال دهد.از این رو دوران مبارزات انقلابی در جوامع،یکی از دوران‌های طلایی و پربار هنر و به‌ویژهادبیات آن جامعه،به لحاظ خلق کمّی و کیفی آثار مخاطب‌پسند و منحصر به همان دوره به شماره می‌آید. البته این بدان معنا نیست که آثار تولید شده در دوران انقلاب، در دوران دیگر غیر کارآمد و فاقد اعتبارند،بلکه منظور این است که چنین آثار‌ی،جز در همان دوره و در همان شرایط،در شرایط دیگری قابل تولید نیستند. و همین امر موجب شکل گیری هنر و ادبیات انقلاب در جوامع انقلابیمی‌گردد. 

ادبیات انقلاب،ادبیات شورش‌گر و پویا است،نه ادبیات حاشیه‌ای و ایستا و ویژگی‌های پراگماتیک آن بر ویژگی‌های تئوریک‌اش چیرگی دارد.بنابراین آثار تولید شده دردوران مبارزات و شکل‌گیری انقلاب را نه تنها از جنبه‌هایتکنیکی و هنری،بلکه باید از منظر جامعه‌شناسی نیز تحلیل و بررسی نمود. 

انقلاب اسلامی ایران، منشأ و بستر بسیاری از حوادث سیاسی و اجتماعی درایران و جهان به‌ویژه در جهان اسلام بوده است. این انقلاب که با پشتوانه‌یایدئولوژی مذهبی و التزام شیعی و با تکیه بر آرمان‌های عدالت‌خوا‌هانه،ظلم‌ستیزانه و شهادت‌طلبانه شکل گرفت،ضمن تغییر بنیادین در ساختار حاکمیّت گذشته‌ی ایران و پی‌ریزی ساختاری جدید مبتنی بر همان ایدئولوژی انقلابی-مذهبی،با هدف مبارزه با کفر جهانی،شعاع وسیعی از گستره‌ی سیاسی و جغرافیایی پیرامون خود را تحت تأثیر قرار داد.مصداق این مدعا،تحوّلاتی است که در سال‌های پس از انقلاب به خصوص در دهه‌ی اخیر،در میان ملّت‌های مبارز،از جملهکشور‌های منطقه‌ی خاور میانه اتّفاق افتاد. 

انقلاب و پس از آن دفاع مقدس،فرصتی تاریخی برای تحوّل و تکامل ادبیات معاصر ایران بود.عرصه‌ی عطفشکل‌گیریادبیات این دوره،شعر است.

در فاصله‌ی کوتاهی پس از پیروزی انقلاب اسلامی،ایران ناخواسته وارد جنگی نابرابر شد که 8 سال به طول انجامید و تمام کشور را درگیر شرایط جنگ نمود و در نتیجه جریان شعر انقلاب به جریان شعر جنگ و دفاع مقدس متّصل شد و شاعران انقلاب در عرصه‌ی دفاع مقدس نیز با همان شور انقلابی وارد شدند. 

احمد عزیزی،علی معلم،طه حجازی،غلامرضا رحمدل،حمید سبزواری،سیّد حسن حسینی،حسین اسرافیلی،یوسفعلی میر شکاک،محمدعلی محمدی،نصرالله مردانی و محمد رضا سهرابی‌نژاد،از نام‌های آشنای شعر انقلاب هستند که به گواهی مطبوعات، از آذر ماه 1359 یعنی(حدود دو ماه پس از آغاز جنگ ) در صحنه‌ی ادبی نشریات ظاهر شدند. 

در این مقاله، شعر‌‌های جنگ و دفاع مقدس استاد غلامرضا رحمدل که نام او در شمار پیش‌کسوتان شعر دفاع مقدس است،با نگاهی نقّادانه بررسی و سعی شده است که در ذیل موضوعات مطرح شده،به پرسش‌های کلی مرتبط با موضوع مورد بحث، پاسخ داده شود. 


متن:

ویژگی‌‌های قابل بررسی در شعر‌های رحمدل چندان کم نیستند و از این لحاظ پژوهش‌گر می‌تواند با دست باز وارد یک پژوهش سیستماتیک جامع شود؛اما از آن‌جا که هدف این جستار،بررسی شعر‌های دفاع مقدس این شاعر است؛بحث را پیرامون سه موضوع پی می‌گیریم:

1- شتاب زدگی و انتساق خطی سروده‌‌های جنگی رحمدل:

شعر انقلاب،شعر شور و هیجان است و سکون درآن راه نداردو شاعران این دوره با بهره‌گیری از شور انقلابی ،برای دفاع از آرمان‌‌های خود پا به عرصه نهادند.بنابر‌این شگفت نیست اگر در بسیاری از آثار این شاعران،شور شاعرانه، جای تکنیک شعری را گرفته و سرایش مکشوف و خطی (شعر پیام گرا) جانشین سرایش ملفوف و حجمی شده باشد و چون در دوران جنگ و انقلاب،شعر،رسالت تهاجمی دارد؛بسیار اتّفاق می‌افتد که ویژگی‌های اجتماعی شعر بر ویژگی‌‌های ادبی آن چیرگی یابد و در نتیجه، تنسیق،جای وقوع شعر ناب را بگیرد:

از اوج بروج حق، سردار قیام آمد

بر شوق سماع جان،انوار امام آمد

طاغوت نگون‌سر شد، با خاک برابر شد

شمشیر انالحق چون، بیرون ز نقاب آمد

آن پیر پیام‌آور، بت برکن و لاگستر

بر گستره‌ای لبریز،از خون و پیام آمد...(رحمدل3، 1385: 148)

فضای ملتهب و هیجان‌آفرین سال‌های دفاع مقدس،می‌طلبید که اشعار مستقیم و خطی باشند و از آن‌جا که شاعری چون رحمدل در دوران جنگ برای رسالت اجتماعی و تاریخی خویشبیش از رسالت ادبی خود اعتبار قائل است،لذا گاه خود و عاطفه و تخیّل شعری خود را،قربانی آرمان‌های ایدئولوژیکی و اهداف انقلابی نموده و از شعر،محملی برای انتقال پیام انقلاب و آرمان‌‌هایی که برای آن‌ها ستیز می‌کند،درمیان توده‌ی مردم فراهم آورده است:

چو با صداقت تاریخ دل،قلم زده‌ایم

بر اوج باور مستضعفین،علم زده‌ایم...

تبر به دست گرفتیم و هم‌چو ابراهیم

به عزم دفع ستم، بر سر صنم زده‌ایم

زداغ فرقت گل‌‌های سرخ حزب الله

گلاب اشک به زلف سپیده دم زده‌ایم...(رحمدل3، 1385: 149)


و شگفت این‌که شاعر همین شعر در همان سال‌های جنگ،در کنار آثاری که بیشتر وجهه‌ی پیام‌گرا دارند،آثاری خلق می‌کند که نمونه‌ی کاملی از شعر روزگار خود به شمار می‌آیند:

انگیزه‌ی تراوش باران 

در نم‌نم نگاه تو جاری بود

از چشمه‌ی نجابت چشمانت

جنگل،فوّاره می‌کشید 

و زورق رهایی و ایثار

در ساحل تکلّم سبزت

پهلو گرفته بود

دستان پینه بسته‌ی برزیگران فقر

در غربت نگاه تو می‌تابید

و بوی فقر،بوی نجیب گرسنگی

از جاری صدای تو می‌بارید... (رحمدل2، 1385: 74)


پیوند مفهوم دفاع مقدس با فرهنگ عاشورایی یکی از ویژگی‌های مهم شعر دفاع مقدس است.

عاشورا و فرهنگ انسان‌ساز عاشورایی در واقع بن‌مایه‌ی انقلاب و عامل محرّک قیام‌های مردمی و رمز پیروزی انقلاب اسلامی بوده وهست. 

منش اعتقادی و رفتاری شخصیّت‌‌ها و یاران برجسته‌ی امام حسین (علیه‌السلام) و شهیدان مظلوم کربلا،الگوی رزمندگان انقلابی،ایثارگر و شهادت‌طلب قرار گرفت واز همین طریق فرهنگ عاشورایی به نسل انقلاب منتقل شد و عرصه‌های فرهنگی انقلاب را نیز تحت الشعاع خود قرار داد. درنتیجه شعری که رسالت ترویج فرهنگ آزادی و آزادگی را در دامنه‌ی جنگ ودفاع عهده‌دار بود،مسئولیت خطیر پیوند این فرهنگ با مفاهیم برخاسته از عاشورا و کربلا را نیز بر عهده گرفت و مفاهیم تازه‌ای خلق کرد. 

در مجموعه سروده‌هایغلامرضا رحمدل نمونه‌های زیبایی از شعر دفاع مقدس که در آن از نمادها و مفاهیم عاشورایی بهره‌گیری شده،آمده که در شمار شعرهای ماندگار سال‌های دفاع مقدس است:

خاک تو شفاست یا ابا عبدالله

داروی بلاست یا ابا عبدالله

بر ساحل دجله عاشقان حجلهزدند

عباس کجاست؟ یا ابا عبدالله(رحمدل2، 1385: 77)


وهم‌چنین غزل ارجمند زیر:


باز از جبهه‌ی حق نعش شهید آوردند 

ورقی پاره ز قرآن مجید آوردند

چاووشان حرم از علقمه‌ی خوزستان

جسم بی‌دست اباالفضل رشید آوردند 

آن که با یاد لب تشنه‌ی سردار سحر

آب بر آب فشاند و نچشید آوردند (رحمدل2، 1385: 25)


ازنظربررسی زبانی بادونگره درخصوص این شعرمی‌توان صحبت کرد و کلیات بحث را می‌توان تقریباَبه بیشتر شعرهای کلاسیک رحمدل(منهای رجزهای منظوم) تعمیم داد:

الف) بافت زبانی: ازاین منظراین شعردارای بافتی تازه وامروزی است واگرچه استفاده ازقالب سنتی غزل،آن هم دردهه‌ی شصت که هنوز غزل دچار تحولات سبکی- ادبی نشده است؛خودبه‌خود شاعررابه سمت بهره‌گیری از بافت زبانی سبک هندی وعراقی هدایت می‌کرد؛امادراین شعر به‌دلیل به‌کارگیری مناسب مفردات وعبارات جذّاب،شاعر توانسته است به بافت زبانی تازه‌ای دسترسی پیدا کندکه هم بامردم آن زمان( یعنی حدود سه دهه بیش) ارتباط خوبی برقرار کند وهم با مردمی که اکنون زندگی می‌کنند. 

استفاده از قوافی تازه وقرارگرفتن قافیه‌ها درکنار ردیف فعلی،بدون به هم ریختن ارکان دستوری جمله به این امرکمک نموده است. 

ب) به‌کارگیری مفردات وترکیبات:ازاین منظراین شعرهم ازمفردات وترکیبات تازه وامروزی بهره برده است و هم ازمفردات وترکیبات کهنه. 

به‌کارگیری کلمات وترکیباتی نظیر «چاوشانحرم»، «تارک معراج»،«کوثر میزان وحدید»و«مشک اشک»شیفتگی شاعر را به ادبیات کهن نشان می‌دهد؛اما با این همه شاعر تلاش دارد تا با استفاده از مضامین نو،زبان را از ساحت ادبیات کهن به ادبیات عصر خویش نزدیک کند. 


2- رجز خوانی و استفاده از بیان یورشی:

رجز در لغت به معنی«دردی است در کفل شتر که در وقت بلند شدن، ران‌هایش می‌لرزد و سپس از هم باز می‌شود»(المنجد، ذیل کلمه رجز) ودر اصطلاح علم عروض،یکی از بحور نوزده‌گانه‌ی شعر فارسی است که از تکرار مستفعلن و زحافات آن حاصل می‌شود.«چون اشعار مبتنی بر قالب رجز را،جنگ‌جویان،در میدان‌های نبرد،قبل از شروع جنگ مسلحانه،جهت تشجیع نیروهای خودی و ترهیب نیروهای دشمن با صدای هیجانی و مرتعش می‌خواندند؛لذا این وزن بدین نام مسمّی گشته است.»(رحمدل1، 1385: 75)

برزمید! برزمید! جوانان دلاور!

بکوبید! بکوبید! سر بعثی کافر

زدل نعره برآرید،ره قدس گشائید 

سر خصم ببرّید،به سر نیزه و خنجر

بشورید! بغرید! ره بصره بگیرید

هلا! حمله‌گران، ‌هان! یکی حمله‌ی دیگر

صف عفلقیان رابه خمپاره ببندید

بریزید! بپاشید! همه کاخ ستمگر...(رحمدل2، 1385: 35)


رجزخوانی و استمساک به ارجوزه‌های جنگی،یکی دیگر از ویژگی‌های شعر جنگ و دفاع مقدس است که در شعرهای رحمدل نیز فراوان یافت می‌شود.

ای مسلمان،زمان ستیز است 

خصم دین در فرار‌و‌گریز است 

موسم همت و جست‌و‌خیز است

دشت ایران زمین،لاله‌ریز است

از شهیدان به ما این پیام است

راه حق،راه سرخ امام است 

تا که در این وطن انقلاب است

خصم در اضطراب و عذاب است

آب صدام کافر سراب است

نقشه‌ی شوم دشمن بر آب است

از شهیدان به مااین پیام است

راه حق،راه سرخ امام است (رحمدل2، 1385: 15و16)


 این ویژگی که در اشعار با مضامین جنگی در جهت تهییج و بر انگیزانندگی روحیّه‌ی رزمی رزمندگان جبهه‌ی حق و تضعیف قوای روحی نیروهای دشمن پدیدار می‌آید،دراشعار باقی مانده از صدر اسلام و به‌خصوص اشعار منتسب به حماسه‌آفرینان کربلا هم به شکلی بارز وجوددارد. 

تشجیع و تشحیذ،گاه به صورت اراجیزی که جاودانگی مردان راه حق را بیان می‌نماید وگاه به شکل دعوت رزمندگان به پایبندی به میثاق الهی ودعوت نفس به مقاومت وایستادگی در مقابل ظلم و ایقان به زندگی جاودانه‌ی پس از مرگ انجام می‌گیرد. 


ای رویش بلند صداهاتان

برتافته ز جنگل گیلان

ایمان‌تان صلابت البرز!

جنگل حدیث عشق شمارا

تفسیر می‌کند

دریا حدیث خشم شما را

آواز می‌دهد

در راستای روشن پیکار

فریاد خون گرفته‌یاسلام

در غرش همیشه‌تان جاری‌ست

ای آیه‌های شعر و شهامت

گل‌های خون گرفته‌یگیلان

ما وارثان مذهب کوچک‌خان

ما راهیان سنّت ابراهیم

در اشتیاقتان، پرواز می‌کنیم

وز کشته‌های صدام

تلی ز پشته می‌سازیم. (رحمدل3، 1385: 155)


بی‌راه نیست اگر بگوییم بهترین ارجوزه‌های جنگی تاریخ اسلام،اشعاری است که در مقاتل و منابع مربوط به حماسه‌یحسینی آمده و به حضرت سید‌الشهداء و یاران مظلومش(علیه و علیهم‌السلام) منتسب شده‌اند. 


به‌عنوان مثال:

1- ارجوزهعمرو‌بنقرظه الانصاری:

قد علمت کنیه الانصار

انی ساحمی حوزه الذمار

ضرب غلام غیر نکث شاری

دون حسین مهجتی و داری

«سپاه انصار می‌دانند که من از حرمت رسول‌الله دفاع خواهم کرد. 

ضربات شمشیر من،حکایت از ضربات شمشیر جوانی سر افراز دارد.»

«جوانی که در نبرد پا به فرار نمی‌گذارد. 

خون و خانه‌ام فدای حسین باد. (رحمدل2، 1377: 150)»



2- ارجوزه انیس بن معقل جعفی:

انا انیس و انا ابن معقِل

و فی یمینی نصل سیفٍ مصقَل

اعلوب‌ها الهامات وسطَ القسطِل

عن الحسین الماجد المفضّل

ابن رسول الله خیر مرسل

***

«من انیس،فرزند معقل هستم. 

در دستم تیغ آهنین و شمشیر صیقل داده شده است. 

در وسط گرد و غبار میدان جنگ،سرهارا با آن می‌زنم. 

از حسین صاحب مجد و فضل دفاع می‌کنم. 

او فرزند رسول خدا- بهترین فرستادگان- است. (محمد زاده، 1388: 517)»


3- ارجوزه بریربن خضیر همدانی

انا بریر و ابی خضیر

لا خیر فیمن لیس فیه خیر

یعرف فینا الخیر اهل الخیر

اضربکم و لا اری من ضیر

کذالک فعل الخیر من بریر

***

«من بریر هستم و پدرم خضیر است

آن که در او خیری نیست؛در او خیری نیست. 

اهل خیر می‌دانند که در ما خوبی وجود دارد. 

شما را با شمشیر می‌زنم و در آن ضربه‌ها خسارتی نیست. 

این ضربه‌ها عمل خیر بریر اند. (محمد زاده، 1388: 503)»


4- ارجوزه حضرت سید‌الشهداء، ـحسین‌ ابن‌علی ـ علیه‌السلام،براساس شعری از فروه‌ بن مسیک مرادی:

فان نهزم فهزّامون قدما

و اِن نغلب فغیر مغلَّبینا

و ما اِن طبُّنا جُبنٌ ولکن

منایا نا؛ ودوله آخرینا...

***

«اگر ما پیروز شویم، پیروزی رسم دیرین ماست. 

و اگر شما برما چیره شدید، باز هم ما پیروزیم. 

اگر شکست بخوریم و به شهادت برسیم؛از روی ترس نبوده

بلکه روزگار ما سر آمده و دولت به دیگران رو کرده است...(سید بن طاووس، 1387: 136)»


شعر معاصر عرب نیز از رجزسرایی بی‌بهره نیست.نمونه‌هایی از اراجیز با همان ویژگی‌های مشترک،در شعر شاعران عرب وجود دارد که ذکر آن‌ها خالی از لطف نیست. 

« صلاح عبد‌الصبور» شاعر مصری در یکی از شعرهایش می‌گوید:


مادرم!

من و یارانم

وقتی که روزها پژمردند 

سوگند به جا آوردیم 

که بامدادان

به خونخواهی برخیزیم

و خون تاتار بریزیم

مادر!

به کودکان‌مان بگو

ما در خانه‌های تیره‌مانمی‌مانیم

بیرق ایستادگی برمی‌افرازیم

و صبح‌گاهان 

ویرانی‌های دست تاتار را

دوباره می‌سازیم(بیدج، 1384: 51و52)

در اشعار شاعران ملل دیگر نیزنمونه‌های جذّابی به چشم می‌خورد.«کوفی آرونور ویلیامز»،شاعر غنایی در جایی می‌گوید:

بگذار تفنگ‌های سفید‌پوستان بغرّند 

و دودش ما را فرا گیرد

ما تا پای مرگ با آنان خواهیم جنگید 

ما باید در میدان جنگ بمیریم

ما مردن در جاهای دیگر را دوست نداریم (ترابی1، 1384: 33)

«پاتریک فتیز جرالد» شاعری از آفریقای جنوبی هم در شعری حماسی هممیهنان خود را این‌گونه به مقاومت و نبرد دعوت می‌کند:

دل قوی دارید،برادران!

بادی وحشی بر جنوب می‌وزد

دل قوی دارید،خواهران!

به اندازه‌ی کافی برای همه تفنگ هست

فرمانرواهای مارمولکان

به اندازه‌ی کافی حمام آفتاب گرفته‌اند 

و ما شکاف صخره‌ها را

با بنزین انباشته‌ایم(ترابی1، 1384: 41)

و «جیوکوندا بلی» شاعر معاصر نیکاراگوئه می‌گوید:

بگذار هرگز نهراسیم

از این شمشیر‌های آخته

قلب‌هایمان را خواهند شکافت

چرا که قلبی به بزرگی ملت ما

در برابر تمام شکنجه‌ها مقاومت می‌کنند 

هیچ چیزی نمی‌تواند عشق ویرانگر 

قلب‌هایمان را تسکین بخشد؛ 

قلبی که با هر تپش خود

بزرگ‌تر می‌شود 

و نیرومندتر،نیرومند‌تر،نیرومند‌تر (ترابی2، 1384: 136)


زبان شعر دکتر رحمدل در سال‌های جنگ،غالباًزبان یورشی و خطابی است وی از این ویژگی به نحو مطلوب در جهت برقراریارتباط حسّي با توده‌ی مردم استفاده می‌کنند:

سرای دشمن اسلام را فرو ریزیم

زبام صبح،بت شام را فرو ریزیم

نظام کافر صدام را فرو ریزیم

طلسم کهنه‌ی او‌هام را فرو ریزیم

زدل نهیب کشیم و به تن کفن پوشیم

کفن در عرصه‌ی یک جنگ تن به تن پوشیم

شده تمام وطن کربلا به پا خیزید

دلاوران ستم آشنا به پاخیزید

چو خصم تاخته بر خاک ما بپا خیزید

برای یاری دین خدا بپا خیزید

زدل نهیب کشیم و به تن کفن پوشیم

کفن در عرصه‌ی یک جنگ تن‌به‌تن پوشیم (رحمدل2، 1385: 12و13)

ارجوزه‌های منتسب به جنگ‌جویان جبهه‌یحق عموماً دارای محتوای مشترک هستند و یکی از موارد زیر را در بر‌می‌گیرند:

1- التزام به مبارزه به عنوان یک اصل اعتقادی و تکلیف الهی. 

2- خرسندی در تمام مراحل نبرد و تحمل آلام و مصیبت‌ها. 

3- معرفی خود و تبار خود و جبهه‌ای که در آن می‌جنگد. 

4- ترهیب و تخویف دشمن وتهدید اوبه مرگ و نابودی. 

4- تشجیع و تشحیذ رزمندگان جبهه خودی به نبرد با باطل. 

5- امیدواری به رحمت پروردگار و آرزوی فنا و در افتادن در عذاب الهی برای دشمنان. 

6- اعلام مواضع سیاسی و اعتقادی خود و جبهه‌یحق و دفاع از ایدئولوژی انقلابی. 


رجزها‌ی حماسی رحمدل، با شعارهای انقلابی تفاوت ماهوی دارد. ساختار و بافت شعارهای انقلابی و حماسی این شاعر با ساختار ارجوزه‌های موزون و منظوم او یکسان نیست. در شعار‌ها،معمولاً نظم منطقی مصاریع و ابیات، وحدت ارگانیک درونمایه و ساختار،توازن مصاریع و گزاره‌‌های شعری نسبت به ارجوزه‌‌ها بسیار کمرنگ‌تر است. به نمونه‌ای از شعار‌های رزمندگان در سال‌های دفاع مقدس، توجه کنید:

الیوم،یوم الافتخار

الیوم، یوم الانتصار

پرچم خونین قرآن

در دست مجاهد مردان

زنده بمان و جاویدان

تا خون مظلومان به جوش است

آوای عاشقان به گوش است

فتح اسلام درجهاد است

فتح اسلام در جهاد است(سنگری،ماهنامه فرهنگ پایداری، مرداد1381: 43)

ونمونه دیگری از رجزهای سرخ رحمدل که با قیاس مع‌الفارق در کنار شعار فوق، ارائه می‌شود:

تا دشمن خلق در کمین است

پاینده نبرد متقیّن است 

در موسم رزم،چاره‌ی خصم

رگبار سلاح آتشین است 

ما مرد گلوله و تفنگیم

صدام! بجنگ تا بجنگیم

***

مائیم مجاهدان اسلام

پیروزی از آن ماست فرجام

گامی دو سه بیشتر نمانده

نزدیک بود سقوط صدام

ما مرد گلوله و تفنگیم

صدام!بجنگ تا بجنگیم(رحمدل2، 1385: 42و43)



اگرچه شاید گروهی با نقد «این زمانی» شعرهای دهه‌یشصت او و با ژست یک منتقد به روز، این شعرها را فاقد عیار شعری بدانند، اما تاریخ ستم کشیده این دوران خونین پر خوف و خطر،به آن‌ها به عنوان اسنادی که مدافع هویت ایرانی–اسلامیقاطبه‌یمردم این مرز و بوم است، می‌نگرد:

 

رگبار صدای ما نخشکیده هنوز

فریاد رسای ما نخشکیده هنوز

ما و سر تسلیم به دشمن، هیهات!

خون شهدای ما نخشکیده هنوز(رحمدل3، 1385: 129)


التزام رحمدل به ارزش‌های دینی و دلبستگی‌اش به مفاهیم بلند انسانی و دینی از جمله مفهوم وطن،شهادت، آزادی، استقامت و...در رجزهای حماسی او به وضوح پدیدار است:


من از تبار پاک شهیدانم

فریاد چاک‌چاک شهیدانم

از نسل خون و خنجر و آزادی

از گستراک خاک شهیدانم

*

سبزینه‌ای ز آب حیاتم من

کارون و کرخه نور و فراتم من

همزاد استقامت سرداران

همرنگ چشمه‌یصلواتم من

*

در خط استقامت و آزادی

من زاده‌یشکنجه و شلاقم

در گستراک ظلمت و بی‌دردی

روشن‌ترین تجلی آفاقم...(رحمدل3، 1385: 139و140)



3- به‌کارگیری اسطوره‌های ایرانی-مذهبی:

اولین پرسشی که در مباحث مربوط به اسطوره و اسطوره‌شناسی مطرح می‌شود این است که:«اسطوره چیست؟»و بعد به دنبال این پرسش،پرسش‌های دیگری وضع می‌شوند:

- آیا ماهیت اسطوره و افسانه و منشاء آن‌ها یکی است؟

- آیا اسطوره‌ها از هر آن‌چه که مربوط به دوران کهن هستند،خلق می‌شوند؟

- اسطوره‌ها در چه شرایطی و تا چه زمانی قادرند خود را در اذهان بشر و جوامع بشری حفظ کنند؟

- آیا جهان امروز هنوز به اساطیر دوران کهن نیاز دارد و به آن‌ها وفادار مانده است؟

- آیا در جوامع مدرن،امکان باز تولید اسطوره‌ها‌ی دوران کهن وجود دارد؟

- چرا بشر امروز نسبت به انسان‌های پیشین،کم‌تر به اسطوره پناه می‌برد؟

- و......

هنگامی که از اگوستین قدّیس پرسیده می‌شود که «اسطوره چیست؟»،می‌گوید:بسیار ساده است؛به شرط آنکه از من نپرسید. هرگاه خواستم درباره‌یاسطوره توضیح بدهم،عاجز مانده‌ام. (به نقل از:(ebook3155(www. takbook. com). 

اسطوره در زبان فارسی،واژه‌ای است که از لغت «الاسطوره» و «الاسطیره» به معنی روایتی غیر واقعی، به عاریت گرفته شده و این لغت خود وامی است از کلمه یونانیHistoriبه معنی «شرح،اطلاع و تاریخ». در زبان انگلیسی و فرانسوی واژه‌یMytheودر زبان آلمانی واژه Mythکه از اصل یونانی Muthos(به معنای سخن و افسانه) مشتق شده‌اند؛ معادل کلمه اسطوره هستند. 

«مجموع این معانی،در مقابل logos،به معنای کلامی که اعتبار و صدق آن قابل استدلال و تشریح باشد،قرار می‌گیرد. در عین حال،به خاطر داشته باشید که اسطوره را نمی‌توان با قصه و دروغ و سوء‌تفاهم و افسون یکی گرفت که هیچ ریشه‌ای در دنیای واقع ندارد.»(www. philosociology. ir). 

ریچارد چیس، میرچا الیاده، ماکس مولر، روژه کایوا، کارل آبراهام، رابرت لینچ، برانسیلاو مالینوفسکی و ده‌ها اسطوره‌شناس دیگر،تاکنون در مسیر پژوهش‌های خود،تعاریف گوناگونی از اسطوره ارائه کرده‌اند. 

الیاده از طریق پیوند اسطوره با آنتولوژی،بیان می‌دارد که اسطوره«همواره نقلی از آفرینش است و از آن سخن می‌گوید که چگونه امری کمال پذیرفته، به بودن آغاز کرد»(بهار1، 1381: 369)و چیس عقیده داشت که «اسطوره ادبیاتی است که تأثیر طبیعی را با تأثیر ما فوق طبیعی اشباع می‌کند»(روتون، 1378: 77). از نظر فروید،اسطوره،آرزوها و خواب‌های سرخورده‌یمردم است و آن را باید بر اساس دو عقده‌یاودیپ و الکترا که انگیزه‌های ژرف کنش انسانی هستند، فهمید. (www. philosociology. ir)

با در نظر گرفتن همه تعاریف،شاید بتوان این تعریف را نیز اضافه کرد که اسطوره،روایتی واقعی یا غیر واقعی از رخدادهای طبیعی یا مافوق طبیعی است که در دوره‌ای از از زندگی انسان وقوع یافته ویا بر اساس نیازهای روحی و روانی بشر وارد زندگی او شده ودر اثر گذشت زمان، رنگی از سنت و دیرینگی به خود گرفته است. 

پیوند اسطوره با ادبیات در همه‌یملت‌ها از گذشته‌های دور تا امروز،به چشم می‌خورد.

نورتراپ فرای می‌گوید:«اسطوره،عنصری ساختاری در ادبیات است،زیرا ادبیات به طور کلی اساطیری جابه‌جا شده است»(روتون، 1378: 77) و مود بادکین در سال1934.‌م؛با نگارش کتاب«انگاره‌های کهن‌الگویی در شعر»به اهمیّت اسطوره‌ها در آفرینش‌های ادبی اشاره می‌کند. 

از آن‌جا که آثار ادبی به ویژه شعر،زبان نمادها،تمثیل‌ها و نشانه‌ها و خاستگاه آن تخیّل است؛با اسطوره پیوندی محکم دارد. ریچارد چیس،شعر را «زیر ساخت چشم‌‌پوشی‌ناپذیر اسطوره» می‌داند و مارک شورِر عقیده دارد که«اسطوره زیر ساخت چشم‌پوشی ناپذیر شعر است»(روتون، 1378: 79).در هرصورت چه با ا

 

 

 

مطالب مرتبط

پربازدیدترین

پیام بگذارید

نظرات ( 0 )