جستجو

تماس با ما

جهت تماس با نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور دانشجویان ایرانی خارج از کشور از شماره تلفن های زیر استفاده نمایید :

 

021-66977001
021-66977002
021-66467700

درباره نهاد




براساس دستور رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت ا... خامنه‌اي مدظله‌العالي در تاريخ 1385/4/7 براي تحقق اهداف مقدس جمهوري اسلامي در حوزه دانشجويان و استادان ايراني خارج از كشور، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در اموردانشجويان ايراني خارج از كشور تشكيل شد.

هر چند قبل از اين رهبر معظم انقلاب اسلامي دو نفر از صاحبنظران را به عنوان نماينده خود در امور دانشجويان ايراني اروپا و آمريكا و امور دانشجويان ايراني آسيا و اقيانوسيه منصوب و سالهاي متمادي با دانشجويان از نزديك ارتباط داشته‌اند اما به دليل ضرورت سياستگذاري واحد، و پيگيري نظامند مسائل دانشجويان و بالا بودن حجم امور اجرايي اين مجموعه تشكيل شد كه برخي از اهداف آن به شرح ذيل مي‌باشد:

1-    توسعه و تعميق آگاهي‌ها و علائق اسلامي دانشجويان و تبيين ارزش‌هاي اسلامي.

2-    ايجاد و گسترش فضاي معنوي و اسلامي در بين دانشجويان و رشد فضائل اخلاقي.

3-    افزايش دانش و بينش سياسي در ميان دانشجويان.

4-    حمايت و هدايت فكري تشكلهاي اسلامي دانشجويي.

5-    پاسخ به شبهات و تقويت باورهاي ديني دانشجويان.

6-    فراهم نمودن زمينه‌هاي ارتباط علمي روحانيون با دانشجويان.

7-    افزايش تعلقات ملي و انقلابي دانشجويان.


اركان نهاد

عاليترين ركن نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در امور دانشجويان ايراني خارج از كشور شوراي سياستگذاري نهاد است كه مهمترين وظيفه آن تصويب سياستها و خط مشي‌هاي ستاد و نظارت بر حسن اجراي مصوبات شورا مي‌باشد و اعضاي آن عبارتند از:

1-    معاون ارتباطات بين‌الملل دفتر مقام معظم رهبري (رئيس شورا)

2-    نمايندگان ولي فقيه در امور دانشجويان ايراني خارج از كشور

3-    رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي

4-    رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاههاي كشور

5-    رئيس بنياد ملي نخبگان

6-   رئيس سازمان ملي جوانان

7-    دو نفر از شخصيت‌هاي برجسته و آشنا به مسائل دانشجويان خارج از كشور.

دومين و محوري‌ترين ركن نهاد، نمايندگان ولي فقيه هستند كه در حال حاضر حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر اژه‌اي نماينده محترم ولي فقيه در امور دانشجويان ايراني اروپا و حجت‌الاسلام والمسلمين آقاي نظام‌زاده، نماينده محترم ولي فقيه در امور دانشجويان ايراني آسيا و اقيانوسيه حضور دارند.

سومين ركن نهاد كه به عبارتي ركن تشكيلاتي، اجرايي نهاد مي باشد، دبيرخانه نمايندگي مقام معظم رهبري است، كه با هدايت نمايندگان مقام معظم رهبري وظيفه اجرايي كردن مصوبات شوراي سياستگزاري نهاد را بعهده دارد و توسط رئيس شورا منصوب مي‌شود. نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري داراي دو معاونت فرهنگي اجتماعي و پژوهشي اطلاع رساني است.


وظايف معاونت فرهنگي اجتماعي

1-    كمك به برگزاري همايش‌هاي فرهنگي و علمي

2-    اعزام سخنران براي جلسات و مناسبات

3-    اعزام مبلغ براي مناسبت‌هاي اسلامي و ملي.

4-    حمايت مادي و معنوي از فعاليت‌هاي تشكل‌ها و انجمن‌هاي علمي دانشجويي.

5-    شناسايي دانشجويان متدين و فعال فرهنگي و كمك به تحصيل آنان در خارج از كشور.

6-    تداوم ارتباط و حمايت از دانشجويان فارغ‌التحصيل جهت استفاده بهينه از تخصص آنان در كشور.

7-   ايجاد زمينه مشاركت دانشجويان در برنامه‌هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي سراسري دانشجويان از قبيل جشن‌هاي ازدواج دانشجويي، عمره دانشجويي، مسابقات قرآن و نهج‌البلاغه و ...

8-    زمينه سازي ارتباط دانشجويان جهان اسلام.

9-     برگزاري اردوهاي فرهنگي، سياسي و علمي براي دانشجويان و خانواده آنان.

10-   زمينه‌ سازي براي دانشجويان داراي انگيزه ديني براي انجام فعاليت‌هاي اسلامي

11-   ايجاد بسترهاي مناسب براي افزايش تعلقات ملي و انقلابي و روحيه خدمت به كشور.



وظايف معاونت پژوهشي و اطلاع رساني

1-    راه اندازي پايگاه اطلاع رساني ويژه دانشجويان ايراني خارج از كشور.

2-    راه اندازي نشريه ويژه دانشجويان خارج از كشور

3-    برگزاري همايش‌هاي تخصصي متناسب با نيازها با مشاركت دانشجويان.

4-    پاسخ به سوالات دانشجويان و ارايه مشاوره در زمينه‌هاي فرهنگي-سياسي- اعتقادي با استفاده از ابزارهاي مناسب از قبيل درج پاسخ در پايگاه اطلاع رساني با سيستم پاسخگويي آف/آن لاين، انتشار كتابچه‌هاي ويژه پرسش و پاسخ و ...

5-    انجام مطالعات استراتژيك، بنيادي، نياز سنجي و نگرش سنجي جامعه دانشجويي خارج از كشور

6-    انجام پژوهش‌هاي لازم و تامين محتوا براي فعاليت‌هاي تبليغي دانشجويان در خارج از كشور.

7-    شناسايي و تقدير و جذب دانشجويان نخبه خارج از كشور.

8-    بررسي اوضاع فرهنگي- اعتقادي و سياسي دانشجويان خارج از كشور.

9-    اطلاع رساني پيرامون پيشرفت‌هاي علمي كشور به دانشجويان خارج از كشور.

لوزام نقد در اندیشه‌ی امام خمینی(ره)00 نظر

لوزام نقد در اندیشه‌ی امام خمینی(ره)
در مورد ماهیت انقلاب اسلامی، چند نکته مهم و اصولی را از امام ذکر می‌کنم. اینکه حقیقت و ماهیت انقلاب ما دینی و معنوی، با نگاهی جامع و فراملیتی است. از این‌رو هم به ابعاد روحی، مادی و دنیوی انسان‌ها توجه خاص داشت و هم خواهان صلح جهانی و ارتباط دوستانه بدون هرگونه سلطه‌گری و سلطه‌پذیری با سایر انسان‌ها، با فرهنگ‌ها و عقاید مختلف است. نمونه‌هایی از صحبت‌های امام ذکر می‌کنم.

 

 

 

 از لوازم نقد براساس آنچه من از اندیشه امام(ره) اقتباس کرده‌ام، به‌هرحال کار و تحقیق بنده بیشتر روی آثار امام(ره) است. چون مسئول گروه عرفان پژوهشکده‌ی امام خمینی(ره) هستم. اول برخورداری از فضای مناسب و بدون نگرانی از حاشیه‌ها و برچسب‌خوردن‌هاست. تا نقد آزادانه و بدون ترس از عواقب آن صورت بگیرد. دوم حضور مستمعان آگاه به جوانب موضوع مورد نقد با داشتن سعه‌صدر و تحمل، می‌تواند در صحت‌وسقم یا ضعف و قدرت رأی ناقد، تأثیر بگذارد و فایده‌ی‌ چنین کاری این است:

 

·        اول: آن رأی و نقد خود مورد بحث قرار می‌گیرد و به این پرسش پاسخ می‌دهد که آیا اصلاً آن نقد درست است یا خیر و این نگاه موجب تقویت پروسه نقد می‌شود.

 

·        دوم: خود نقاد تقویت می‌شود و موضوعی که مورد نقد قرار می‌گیرد به تبع رشد می‌کند.

 

·        سوم: شناخت دقیق و همه‌جانبه از امر مورد نقد صورت می‌گیرد. در نظر گرفتن زمان و مکان و شرایط و اوضاع‌واحوال آن امر در نقد کردن خیلی مهم است.

 

·        چهارم: داشتن روحیه متعادل و به دور از عناد و تعصب و هرگونه پیش‌داوری و پیش‌فرض است.

 

·        پنجم: خردمندی و برخورداری از عقلانیت.

 

به نظر می‌رسد یکی از رسالت حاکمان و متولیان امر فرهنگی تربیت چنین انسان‌هایی است و احساس می‌کنم شیوه‌ی امام برای اصلاح جامعه‌شان چنین بوده است و در راستای اهداف خودشان به این امر مهم توجه داشتند. شاهد حرف بنده، تدریس و دروس اخلاقی و کتاب‌های ایشان از جمله شرح کتاب «چهل حدیث» که بحث اخلاقی و شرح «جنود عقل و جهل» می‌باشد. در شرح «جنود عقل و جهل» امام با استناد به کلام معصوم، ویژگی انسان عقلانی را طرح می‌کنند و از ظهور و تأثیر عقل در وجود انسان سخن می‌گویند؛ و به این پرسش پاسخ می‌دهند که  اساسا انسان از کجا  باید بفهمد  که عاقل است؟  و در ثانی رفتار فرد چه‌طور باید مورد سنجش قرار گیرد که مشخص شود خردمند است، رفتارش عاقلانه است یا خیر؟ می‌فرمایند این عقل یک ظهوراتی دارد اگر این ظهورات از انسان صادر شد، نشان‌دهنده شاخصی است که انسان عقلانی است و به برخی‌ها اشاره می‌کنم.

 

بنابراین با قبول این پیش‌فرض‌ها که در حقیقت از لوازم نقد صحیح و سازنده است، اگر بخواهیم نقد منصفانه از انقلاب داشته باشیم یا عملکرد رهبر انقلاب را مورد نقد قرار دهیم، باید انقلاب اسلامی را به خوبی بشناسیم.آرمان انقلابیون را رصد کنیم و شرایط زمانی و اوضاع آن روز را درک کنیم. با انقلاب‌های دیگر به شیوه علمی مقایسه‌اش کنیم و در مورد نقد سخنان و یا عملکرد رهبر انقلاب و امام، باید بدون پیش‌داوری و غرض‌ورزی به شأن نزول سخنان ایشان و به زمان و مکان ایراد سخنرانی و اتخاذ تصمیماتشان دقت کنیم.

 

درباره ویژگی انقلاب بحث‌ها و سخنان زیادی گفته شده است. در اینجا برای آن دوستان جوانی که شاید سخنان امام را در ‌مورد ماهیت انقلاب نشنیده باشند، دوست دارم به چند نمونه نقد غیرمنصفانه در مورد انقلاب و امام اشاره کنم.

 

بر این باورم امروزه با فضای نامناسبی روبه‌رو هستیم. فضاهای مجازی در عین آن‌که می‌تواند فرصت مناسبی برای رشد و انتشار عقاید و آرمان‌های انقلابی ما باشد، با نقشه‌های حساب شده به تهدید علیه نظام تبدیل شده است. رفته‌رفته عقلانیت و تفکرمان را مورد هدف قرار داده است؛ یعنی هر چه را می‌شنویم بدون تفکر باور می‌کنیم و همان را نقل می‌کنیم و این‌گونه است که می‌بینیم، ناقدان از نقد انقلاب و رهبر انقلاب در دهه 60 عبور کرده‌اند و متأسفانه امروزه تمامیت و امنیت ایران را مورد نظر قرار می‌دهند. یعنی خطر، دیگر خطر رهبر و انقلاب نیست، بلکه کل ایران را مورد حمله‌ی خودشان قرار داده‌اند. در اینجاست که باید باور کنیم دفاع از امام، دفاع از یک فرد نیست. امام تمام هویت انقلاب اسلامی و مایه وحدت و انسجام ایران است. اگر از امام صحبت می‌کنیم، نمی‌خواهیم از یک شخص دفاع کنیم. و همان‌طور که مقام معظم رهبری هم بارها اشاره کرده‌اند باور داریم هویت و قوام انقلاب اسلامی به امام است. بنابراین نباید بگذاریم امام را از انقلاب جدا کنند. این را بفهمیم حقیقت انقلاب ایران، همان‌طور که مقام معظم رهبری فرمودند با امام شکل می‌گیرد. شاید به همین دلیل هم هست که امروز منتقدان و دشمنان ایران در لباس نقد، با وقوف به این موضوع، وارد میدان نقد شده‌اند. از این جهت باید بیش از هر زمان دیگر هوشیار باشیم و نسل جدید و دانش‌جویان خود را در داخل و خارج کشور با حقایق و مبانی انقلاب آشنا کنیم. شاید این رسالت ما در این برهه زمانی باشد.

 

در مورد ماهیت انقلاب اسلامی، چند نکته مهم و اصولی را از امام ذکر می‌کنم. اینکه حقیقت و ماهیت انقلاب ما دینی و معنوی، با نگاهی جامع و فراملیتی است. از این‌رو هم به ابعاد روحی، مادی و دنیوی انسان‌ها توجه خاص داشت و هم خواهان صلح جهانی و ارتباط دوستانه بدون هرگونه سلطه‌گری و سلطه‌پذیری با سایر انسان‌ها، با فرهنگ‌ها و عقاید مختلف است. نمونه‌هایی از صحبت‌های امام ذکر می‌کنم.

 

امام می‌فرمایند اسلام برای تمام ملل است ودلیل می‌آورند که در قرآن هر جا که می‌فرمایند «أَيُّهَا النَّاسُ» یعنی همه مردم را مخاطب قرار می‌دهند.

 

«اسلام دلسوز برای بشر است ما هم تابع اسلام و دلسوز برای بشر هستیم 17/08/1358».

 

«ما صلح می‌خواهیم خواهان صلح با همه مردم دنیا هستیم ما می‌خواهیم با همه دنیا مسالمت داشته باشیم 18/11/1362».

 

در جای دیگر می‌فرمایند:

 

«چنانچه اینجانب و مسئولان جمهوری اسلامی مکرراً اعلام نمودند ملت و دولت جمهوری اسلامی ایران، تسلیم احکام مقدس قرآن و اسلام هستند و به حکم قرآن مجید، خود را برادر ایمانی تمام ملت‌های اسلامی و کشورهای مختلف، از حیث فرهنگ و جغرافیا می‌دانند و صلح‌جویی و زندگانی مسالمت‌آمیز را با تمام دولت‌ها و ملت‌ها طالب می‌باشند و تا دولتی به حریم کشور آنان تجاوز نکند و متعهد به احکام اسلام باشد، آن را برادر خود می‌دانند».

 

می‌دانید که برادری در اسلام خیلی واژه‌ی مهمی است. فقط لفظ نیست و بار معنای وسیعی دارد.

 

این نحو سخنان از امام بسیار و بسیار شنیده شده است. در نگاه امام دنیا با تمام گستردگی‌اش مانند یک خانواده و یا یک شهری است با محله‌های مختلف، از این جهت امام می‌گویند، نمی‌خواهیم و نمی‌توانیم از دنیا جدا باشیم. چنین اندیشه‌ای غیرمعقول است و این بینش است که به دولتمردان توصیه می‌کنند در فکر این باشید که روابط را تحکیم کنید. اصلی که غیرقابل تغییر است این است که باید سیاست خارجی بر مبنای حفظ آزادی و استقلال کشور و نیز حفظ مصالح و منافع ملت ایران باشد. همان‌جا می‌فرماید:

 

«ما هرگز داخل درهای بسته زندگی نمی‌کنیم ولی درها را هم برای استعمارگران باز نمی‌کنیم. روابط خارجی ما بر اساس حفظ آزادی، استقلال و حفظ منافع اسلام و مسلمین است و بر این اساس با هر کشوری که بخواهد، ما با احترام متقابل رفتار می‌کنیم».

 

در وصیت‌نامه خودشان هم ذکر می‌کنند که مخاطب وصیت‌نامه من تنها ملت ایران نیستند. بنابراین اگر قرار است به بازخوانی انقلاب و نقد آن بپردازیم، باید به‌طور دقیق همه‌ی جوانب آن را بررسی کنیم.

 

قسمت دوم صحبت من ویژگی ناقد منصف از منظر امام خمینی یا با تکیه‌بر آراء امام خمینی است. که بر اساس آن ویژگی اصلی چنین ناقدی در درجه اول عقلانیت و خردمندی است. در اندیشه امام مهم‌ترین ویژگی انسان، بهره‎‌مندی از عقل است که خداوند به انسان عطا کرده است. بدین ترتیب اولین ظهور انسانیت عقلانیت است. منظور از این عقل همان عقلی است که پیامبر درونش می‌خواند و به لحاظ جوهر وجودی توان آن را دارد که با عقل فعال و پیامبر بیرون ارتباط برقرار کند و از نورانیت او بهره‌مند شود. عقل فعال از منظر جهان‌شناسی، اول مخلوقی است که آفریده شده است. پیامبر(ص) فرمودند «أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَهُ الْعَقْلُ». یعنی حقیقتی است که مدیر و مدبر عالم هستی است و در نگاه عارفانه حقیقت انسان کامل، نور و روح پیامبر(ص) هست که پیامبر(ص) فرمودند «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَهُ رُوحِي‌». یعنی در این نگاه این عقل، شأنی از شئون پیامبر(ص) است. امام تصریح می‌کنند ایشان یعنی پیامبر(ص)، با این وجه وجودی خودش با خالق هستی ارتباط برقرار می‌کند و کلام حق را می‌شنود. عالم هستی را از فیض وجود و کمال وجود بهره‌مند می‌کند. یکی از برکات عقل در وجود انسان این است که اضطراب‌های وجودی که لازمه وجود مادی و طبیعت انسان است را رها می‌کند. یعنی اگر خداوند می‌فرماید کوه‌ها را به‌مثابه ستون‌هایی مایه سکون زمین قرار دادم یا حضرت امیر در نهج‌البلاغه به همین نکته اشاره می‌کنند که می‌فرمایند خداوند با آفرینش کوه‌ها، اضطراب و حرکت زمین را گرفت «وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَیَدانَ أرْضِهِ» به نظر می‌رسد که عقل هم در وجود انسان چنین کاری می‌کند. یعنی انسان را از اضطراب‌های طبیعی که لازمه وجود مادی آن است، رها می‌کند و به آرامش می‌رساند.

 

در نگاه امام حیات واقعی و تاریخ تولد انسان از وقتی است که قلب انسان به نور عقل روشن شود و حیات بگیرد. یعنی ممکن است کسی 70 ساله باشد ولی به تعبیر امام هنوز در حوزه و عالم انسانیت متولد نشده باشد. طبیعی است چنین فردی، رفتارش هم رفتار عاقلانه نخواهد بود. قلب انسان یعنی آن وجه باطنی یعنی آن حقیقت انسانی، وقتی با نور عقل روشن شود، انسان برای حرکت به دو نیرو نور و گرما نیاز دارد. عقل چراغ راه و قلب کانون گرما بخشیدن است. بنابراین اگر قلب انسان با نور عقل روشن شود عشق متولد می‌شود و به تعبیر امام عشق بهترین مرکبی است که انسان را به کمال و تعالی می‌رساند. چون عنایت‌ها را می‌گیرد و خیلی چیزهای دیگر که می‌ترسم وقت کم بیاورم، از توضیح آن صرف‌نظر می‌کنم. هرگاه چنین عقلی که هادی انسان است و به بیانی «مَا عُبِدَ بِهِ اَلرَّحْمَنُ» است در وجود انسان شکوفا شود اثر و ظهوراتی دارد. اگر انسان از این عقل بهره‌مند شود تأثیراتی در رفتارش می‌گذارد.

 

امام خمینی(ره) بر اساس روایتی از امام صادق(ع) این را شرح می‌کنند. در نگاه امام افزون بر بهره‌مندی از فضایل اخلاقی و پیراسته شدن از رذایل اخلاقی، عوامل اجتماعی و فرهنگی هم در شکوفایی عقل نقش دارند. هرگاه جامعه‌ای با افت اخلاق و فرهنگ مواجه شوند بدون شک از انسان‌های خردمند بی‌بهره می‌شود و در این‌صورت از نعمت‌‍ انسان‌های منتقد هم بی‌بهره می‌شود و طبیعتاً سیر قهقرایی جامعه آغاز می‌شود. از این‌رو بر متولیان فرهنگ و امر واجب است از این منظر هم که شده است به‌ضرورت مباحث اخلاقی در جامعه دقت ویژه داشته باشند که این جامعه انسانی از حضور چنین انسان‌های خردمند و در نتیجه منتقد منصف بی‌بهره نباشد.

 

امام در کتاب شرح «جنود عقل و جهل» به آثار این امر اشاره می‌کنند چند تا از این‌که به نظرم رسید درباره نقد می‌تواند مؤثر باشد انتخاب کردم.

 

·        اول: رأفت و رحمت است. می‌گویند یکی از ظهورات عقل برخورداری رأفت و رحمت است که رحمت از اوصاف جمالی الهی و شاخه‌های محبت است و انسان فطرتاً این را می‌خواهد. امام می‌فرمایند اگر چنین رحمتی نباشد، حیات فردی و اجتماعی ازهم‌گسسته می‌شود. این جذبه رحمت الهی است که قلب‌ها را به هم نزدیک می‌کند و نظام عالم محفوظ می‌شود. بنابراین ثمره این رحمت و رأفت وقتی در انسانی باشد و به نقد بپردازد، نقدش سازنده است.

 

·        دوم: ویژگی علم و دوری از جهل است. یکی از ظهورات و ثمرات عقل، متصف شدن به علم و معرفت است. هر کس از این فضیلت بیشتر بهره‌مند باشد به مقام قدس الهی نزدیک‌تر است چرا که علم نور و کاشف حقیقت است. بنابراین در نگاه عارفان که هر موجودی از دو وجه غیبی و نورانی و مادی و نفسانی تشکیل شده است، شأن عقل آگاهی و ادراک از آن وجه نورانی و غیبی است و در مقابل شأن جهل ادراک امور باطل و بی‌حقیقت است. بنابراین کسی به این مرتبه از وجودش رشد کرده باشد، این ظهور را داشته باشد، می‌تواند ناقد باشد که از توضیح بیشتر آن عبور می‌کند.

 

·        سوم: ویژگی عفت و پرهیز از هتک است. عفت از نظر امام یکی از مظاهر عقل است؛ یعنی عاقل می‌تواند عفت داشته باشد چون می‌تواند تمام قوای وجودی خود را کنترل کند از افراط‌وتفریط جلوگیری کند و به اعتدال برساند. این ملکه اعتدال و میانه‌روی در وجود انسان، یک نیرویی ایجاد می‌کند که آن نیرو صبغه رنگ الهی و خدایی دارد به عفت تعبیر می‌شود و مقابل آن هتک است. هتک یعنی پرده‎‌دری که متأسفانه در جامعه کنونی ما شایعه است. از این‌رو در مقام نقد، ناقد باید این دقت را داشته باشد با حفظ همه حرمت‌ها نقد کند که پرده‌دری نداشته باشد.

 

·        چهارم: ویژگی حلم است که یکی دیگر از مظاهر عقل است و آن‌هم یک حالت و ملکه‌‎ای است که انسان را از هیجان و زود عمل انجام دادن و بدون تفکر باز می‌دارد که از توضیحش می‌گذرم.

 

دوست دارم برای جوانانی که آن زمان را درک نکردند. چند نمونه  نقد غیرمنصفانه که از انقلاب می‌شود را اشاره کنم، به نسبت خاطره‌ای که خودم از آن زمان دارم. بعد از پیروزی انقلاب امام مصمم بودند به قم بروند فکر می‌کردند کار را به کاردان می‌سپارند و به قم دنبال درس و بحثشان می‌روند. تصورمان این بود که به تهران می‌رسیم و هر کدام سر خانه و زندگی می‌رویم، امام بر این اساس به قم رفتند. اما دیدیم در کشور اتفاقاتی افتاد که به این سادگی هم نبود که کشور آرام باشد و عده‌ای بیایند مدیریت کنند. اتفاقات خیلی وحشتناکی افتاد که از توان بزرگان خارج بود و مجبور می‌شدند به قم بیایند و مرتب از امام رهنمود بگیرند. حالا آن مشکلات مانند تجاوز به حریم هوایی، تجاوز به خاک ایران بود. گروه‌هایی از داخل، گروه‌های مذهبی شکل دادند و علیه نظام، مسلحشان کردند مانند گروه «فرقان»، «منافقین»، «کومله» که هر کدام شکل‌دهی شدند و مقابل نظام و انقلاب ایستادند. از این جهت سیاسیون و دولتمردان به قم می‌آمدند و از امام راهنمایی می‌خواستند. در یکی از این دفعات که به‌عنوان یک خاطره بگویم؛ امام به آن‌ها پیشنهادی کردند که به نظر همه جالب بود و آن اینکه توصیه کردند به کشورهای همسایه هیئت‌هایی را بفرستید تا حسن نیت خود را ابراز کنیم. آن‌ها فکر می‌کنند ما یک کشور انقلابی و اسلامی هستیم و ممکن است خیلی از اصول را رعایت نکنیم. گروه‌هایی را بفرستید از نزدیک صحبت کنند، خودتان را بشناسانید و نیت خیر خودمان را به دیگران بگوییم. این هم جالب بود که امام چنین پیشنهادی می‌کنند. از جمله توصیه‌هایشان این بود که به کشور عراق و شوروی کسی را بفرستید. به شوروی بگویید ما مرز خیلی زیادی با شما داریم. حالا قبلاً هر چه نزاع با شما داشتیم سر چیزهایی بوده، شما خیلی ظلم کردید، علیه ملت ایران حمایت کردید، شاید ملت ایران از شما دلخوری‌هایی داشته باشند ولی الآن مرز مشترک ما زیاد است و باید با هم مسالمت‌آمیز رفتار کنیم ما دخالتی در کار شما نداریم و شما هم همین‌طور.

 

از این بحث‌ها که بگذریم در مورد عراق گفته بودند من این مردم و رژیم بعثی صدام را خوب می‌شناسم 14 سال آنجا بودم، خلق‌وخوی این رژیم عفلقی را می‌شناسم. حواستان باید به این باشد و با این برخورد داشته باشید. یک کسی را بفرستید، چون بعثی‌ها ضد دین و دیانت هستند و هیچ رحمی ندارند و ادعای صدام هم در کله‌اش است که می‌خواهد لیدر جهان عرب شود. پس احتمال خطر هم می‌دهم به کشور ما حمله کنند. شما عده‌ای را بفرستید با آن‌ها مذاکره کنید و حسن نیت ما را ابراز کنید. این صحبت را داشته باشید تا ببینید چطور نقد غیرمنصفانه درباره این مطلب می‌شود. وقتی هم می‌خواستند برای کشور عراق سفیر انتخاب کنند، امام پیشنهاد دادند آقای دعایی انتخاب شوند. آقای دعایی می‌گویند چرا من؟ امام می‌فرمایند چون با دولت عراق ارتباط داشتید، آن‌ها شما را خوب می‌شناسند، یک فرد جدیدی بخواهد برود، شاید ترس، واهمه و دلخوری ایجاد شود، ولی هم شما و هم عراقی‌ها همدیگر را خوب می‌شناسید، این انتخاب خوبی برای سفارت عراق است. این تا اینجا بماند که باز چقدر با عراق مسالمت‌آمیز رفتار می‌کنند. آقای دعایی می‌روند و در خاطراتش تعریف می‌کند که یک مرتبه صدام به من گفت به امام بگویید من می‌خواهم با شما مذاکره داشته باشم، نماینده تام‌الاختیاری را معرفی کنید که سر پاره‌ای از مسائل صحبت کنم. آقای دعایی می‌گوید خدمت امام  رفتم و گفتم چنین پیشنهادی است. امام فرمود دو روز به من مهلت بدهید تا فکر کنم. بعد فرمودند شما از طرف من به صدام سلام برسانید، تعارف‌های متعارف دیپلماتیک را هر چه لازم است، بگویید و به ایشان بگویید یک ماه دیگر شما صبر کنید. در کشور ما انتخابات صورت می‌گیرد، رئیس‌جمهور منتخب مردم انتخاب می‌شود، شما یک مقام رسمی هستید، کشور ما هم یک مقام رسمی که رئیس‌جمهور منتخب باشد، می‌آید با شما صحبت می‌کند و با همدیگر مذاکره می‌کنید من مقام رسمی نیستم، من موقتاً یک کارهایی را بر عهده گرفتم تا اصل، دولت و منتخبین مردم سرکار آیند. این باز اصل جریانی بود که اتفاق افتاد. اما گروهی که حالا آمدند می‌خواهند به نقد جنگ بپردازند. حالا می‌خواهند نقد کنند که چرا جنگ شد. می‌آیند همین ردوبدل مذاکره امام و صدام حسین را به گونه دیگری مطرح می‌کنند که چون فرصت نیست تعریف نمی‌کنم. بعد می‌گویند امام در صحبت‌هایشان به صدام حسین مدام توهین کردند آن‌ها هم لجشان گرفت و به ایران حمله کردند. درحالی‌که از قبل از جنگ رسمی یعنی از آغاز پیروزی انقلاب تا آغاز جنگ، به‌طوری‌که آمار می‌دهند بیش از 400 مرتبه به حریم هوایی ایران تجاوز کرده بود. کردستان و خوزستان را به جدایی‌طلبی تحریک کرده بود و گفته بود از شما رسماً حمایت می‌کنم. این‌ها همه را می‌دانند؛ یعنی بر فرض اگر در این شرایط یک چیزی به صدام بگویند این اتفاقات افتاده است، می‌دانند که صدام این‌ها را انجام داده است، ولی تاریخ را جنگ رسمی می‌گیرند و صحبت‌های امام را که بعد از جنگ اتفاق افتاده است؛ یعنی زمانش بعد از جنگ رسمی است، وقتی بچه‌هایمان در خاک و خون کشیده می‌شدند، مرزها و شهرهای ما زیر آتش توپ صدام بود و امام از موضع فرمانده کل قوا به صدام حرف می‌زنند، این گروه منتقد می‌آید این صحبت‌‎ها را بدون تاریخش می‌گویند. می‌گویند انقلاب شد امام هم این حرف‌ها را زدند آن‌ها هم عصبانی شدند و حمله کردند. درحالی‌که بعد از 8 سال شورای ملل عراق را متجاوز اعلام کرد. ولی متأسفانه این گروه، به این هم توجه ندارند شأن نزول و تاریخ صحبت‌های امام را نمی‌بینند و برای خود تحلیل می‌کنند، چون  در پس این حرف، نقشه‌ی دیگری دارند و می‌خواهند حرف دیگری را بزنند، از این‌ها استفاده می‌کنند. این‌ها آن نقدهای غیرمنصفانه است که می‌بینیم پایبند به این لوازم نقد نیستند.

 

یک نمونه دیگر مشی امام در ارشاد و هدایت است. مشی امام اول همیشه نصیحت کردن بود؛ یعنی اول در مقام یک مصلح اجتماعی ظاهر شدند، بعد وقتی به نتیجه نرسیدند مجبور شدند شدت عمل داشته باشند. حتی با شاه. این جمله امام که آقای شاه من شما را نصیحت می‌کنم را همه شنیدید. حتی با دولت شاه و سازمان امنیت، اول با همه، با نصیحت صحبت کرد. مشی‌شان این بوده که اول صحبت می‌کنند.

 

در 16/11/1357 در مدرسه علوی به ارتش (ارتشی که آن زمان برای زمان شاه بود باز با آن با زبان مسالمت‌آمیز صحبت می‌کنند) می‌فرمایند:

 

«ما می‌خواهیم ملت سعادتمند باشد و آرامش داشته باشد. ما هرگز میل نداریم که این‌گونه باشد آن‌ها بی‌عقلی کردند که به اینجا کشاندند، آن‌ها هم اگر حرف ما را گوش می‌کردند به اینجا کشیده نمی‌شد. الآن هم ارتش را نصیحت می‌کنم اگر مایل هستید مملکت آرام باشد، آن فردی که غیرقانونی است را حمایت نکنید به آغوش مردم برگردید مردم هم شما را می‌پذیرند تا اوضاع مملکت از نظر اقتصادی و فرهنگی بهتر شود و سایر امور به‌تدریج سامان پیدا کند. ولی یکجایی که مجبور می‌شدند به فرمان «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» مجبور می‌شدند، وارد عمل شوند ولی منتقد غیر منصف بخواهد جریانات انقلاب را نقد کند، آن‌ها را نمی‌گوید. از اول اینکه این‌طوری شد که شما داد و فریاد زدید و بر سر فلان  داد زدید و با آن‌ها چنین کردید. این‌ها نمونه‌های نقد غیرمنصفانه است که درباره انقلاب صورت گرفته است.

 

یا در مورد انتخاب دولت بازرگان، وقتی امام دولت بازرگان را انتخاب کردند به همه گفتند مردم بروند رأی دهند و در رفراندوم شرکت کنند. یادم هست به من تلفن می‌کردند، من هم واسطه می‌شدم که به امام بگویید اصلاً امکان ندارد، همه مردم در تظاهرات آمدند به شما گفتند ما شما را قبول داریم. گفتند ما حکومت اسلامی می‌خواهیم. طبیعی است شما هر کسی را انتخاب کنید آن‌ها قبول می‌کنند. امام فرمودند خیر، حتماً مردم جمع شوند. اگر حکومت اسلامی می‌خواهند در خیابان‌ها جمع شوند بگویند حکومت اسلامی می‌خواهیم اگر هم نمی‌خواهند جمع شوند داد بزنند، بگویند ما حکومت اسلامی نمی‌خواهیم.

 

خدا برادرم را رحمت کند که در هیئت دولت بودند. گاهی واسطه پیام آقای بازرگان و به امام بود که من هم واسطه می‌شدم برخی خبرها را ببرم و جواب بگیرم. گفت: این‌ها می‌گویند الآن خیلی مملکت حساس است زودتر باید جمع کنیم و سروسامان دهیم. امام گفتند حرف شما درست است الآن هم همه مردم قبول دارند چه می‌خواهند. ولی سال‌های بعد مردمانی می‌گویند فلانی روی احساسات مردم سوار شد. رفراندوم کنید بر هر کاری رأی‌گیری کنید که تثبیت و ثابت بشود. حالا باز می‌بینیم که درباره دولت، حکومت اسلام و، مردم می‌دانستند و نمی‌دانستند انقلت‌هایی وارد می‌شود که از آن عبور می‌کنم.

 

نتیجه آنکه از نقد انقلاب اسلامی استقبال کنیم و آن را موجب پویایی و مانایی انقلاب بدانیم اما به این مطلب هم توجه داشته باشیم که نقد اصول و لوازمی دارد. مربیان و متولیان امر فرهنگ باید با شیوه‌های مناسب آن را آموزش دهند. نقد بلدی می‌خواهد. فکر نکنیم هر کسی باید خودش بلد باشد. باید شرایطی را فراهم کنیم که یاد بگیرند، چگونه نقد کنند، از دبستان شروع کنیم، از کارهای کوچک و بچه‌ها را آموزش دهیم چطوری یک مطلبی را نقد و بحث کنند. فکر می‌کنیم کسی مدیر یک قسمت می‌شود، باید بلد باشد چه کار کنند، این‌ها آموزش دادنی است. اما خودشان تدریس کردند بحث‌های اخلاقی داشتند در تربیت انسان‌های فرهیخته و اخلاقی همت کردند. باور داشته باشیم جامعه‌ای می‌تواند انسان‌های خردمند، ناقد و منصف تربیت کند که از اخلاق بهره‌مند باشد. بدون نباید عنصر اخلاق انتظار داشته باشیم ناقد ما نقد سازنده‌ای داشته باشد. به نظر می‌رسد  مشکل امروز کشور، فقدان این انصاف در داوری‌هاست که از کمرنگ شدن خرد و عقلانیت نشأت می‌گیرد. پس بر متولیان امر لازم است زمینه چنین رشدی را فراهم کند. از حوصله شما و همچنین از همه متصدیان این همایش متشکرم. ان‌شاءالله موفق و مؤید باشید.

 

 

 

مطالب مرتبط

پربازدیدترین

پیام بگذارید

نظرات ( 0 )